کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

1
مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان
مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان نوجوانی مرحله ای انتقالی است که با کشمکش و تقلای کودک در کاهش وابستگی خود به والدین آغاز میشود و 8 تا 10 سال بعد با آغاز مرحله ی جوانی و کسب استقلال و خودگردانی به پایان میرسد. والدین و تک فرزند باید به خطراتی که در این سنین وجود دارد طی این مراحل توجه کنند : مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان

مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان
نوجوانی مرحله ای انتقالی است که با کشمکش و تقلای کودک در کاهش وابستگی خود به والدین آغاز میشود و 8 تا 10 سال بعد با آغاز مرحله ی جوانی و کسب استقلال و خودگردانی به پایان میرسد. والدین و تک فرزند باید به خطراتی که در این سنین وجود دارد طی این مراحل توجه کنند :
 مراحل آغازین نوجوانی ( 9 تا 13 سالگی ) که تغییراتی نامطلوب ایجاد میشود. نوجوان مایل نیست که با او همچون کودکان برخورد کنند لذا برخی از فعالیت ها و سرگرمی های قبلی خود را ترک می کند و به مخالفت با خواسته ها و محدودیت های خانوادگی رو می آورد.
گاه این مرحله با بلوغ جنسی همزمان میشود که در این صورت فشارهای روحی تشدید خواهند شد. والدین مشاهده می کنند که فرزندشان با آنها ناسازگار شده و مدام به آنان انتقاد میکند. روحیه ی همکاری و مشارکت نوجوان در مراحل اولیه بسیار ضعیف تر از مراحل بعدی است چه اتفاقی برای او روی داده است؟
یک نوجوان سعی دارد تا از چارچوب کودکی خارج شده و برای رشد خود آزادی بیشتری کسب کند. او در این مرحله می داند که دوست ندارد چگونه باشد ولی نمی داند که دوست دارد چگونه باشد.
گذشته ی خود را نقد می کند ولی نمی داند که چه چیزی را میخواهد جایگزین آن کند از این رو آرامش ندارد و بیشتر مواقع بی حوصله است : (( نمیدانم با خودم چکار کنم)). مرحله ی کودکی معمولا نسبت به مراحل آغازین نوجوانی دارای اطمینان و آرامش بیشتری است.
والدین معمولا از رو به رو شدن با تغییرات سنین نوجوانی تنها فرزندی که دارند – اعم از تغییرات مثبت یا منفی ، ساده یا پیچیده ، موافق یا مخالف – ناتوان هستند. آنها ممکن است خود یا فرزندشان را به علت چنین تغییراتی سرزنش کنند: (( پیشتر بچه ی خیلی خوبی بودی چه اتفاقی برایت روی داده ؟) (( ما چه اشتباهی کرده ایم که چنین رفتارهایی از تو سر می زند؟))
والدین احساس میکنند که طرد شدن اند لذا ناراحت شده و با انتقاد از فرزندشان گذر از مرحله ی نوجوانی را برای او دشوارتر می سازند.
اواسط نوجوانی ( بین 13 تا 16 سالگی ) با گرایش به درونگرایی همراه است. نوجوانی که میل داشت از والدین خود مستقل شود اکنون به آنها اصرار میکند تا آزادی بیشتری برای رشد خود به دست آورد. هنگامی که در خانه است ترجیح می دهد تنها باشد و بقیه ی اوقات را نیز مایل است با دوستان خود سپری کند.
این مرحله شاید سخت ترین دوره ی سنین نوجوانی باشد زیرا نوجوان همواره به خود می پردازد و از خانواده غافل میشود. او اکنون به لذت های زود گذر اهمیت داده و کمتر به والدینش توجه می کند. بنابراین باید سوال های بسیاری از آنها کرد تا بتوانند اطلاعات مهم خود را ارائه کنند.
برای مرتب کردن وسایل باید با آنها مشاجره کرد و برای رعایت مقررات خانوادگی باید با آنها به مبارزه برخاست لذا دعوا و درگیری در این مرحله از سایر مراحل نوجوانی بیشتر است. والدین غالبا ناگزیر میشوند برای دفاع از مصالح و منافع فرزندشان با خواسته های او مخالفت کنند بنابراین رابطه ی آنها از حالت دوستانه به حالت مخالفت و دشمنی تبدیل میشود.



والدین و فرزندانی که در مرحله ی کودکی تجربه ی اختلاف و مشاجره و جدایی با هم را نداشته اند ناگهان در مرحله ی نوجوانی با چنین ویژگی هایی رو به رو میشوند. این والدین معمولا در مقابل فرزندشان جبهه گیری کرده و سخنانی به زبان می آورند که بعدها پشیمان میشوند یا فرزندشان را کاملا رها میکنند به طوری که بعد پشیمان شده و تاسف می خورند که چرا با فرزندشان گفت و گو و مخالفت نکرده اند.
اواخر نوجوانی ( از سنین 16 تا 18 سالگی) معمولا با آمادگی نداشتن برای استقلال همراه است. در این مرحله منفی بافی مراحل آغازین و مشاجره های مراحل میانی تعدیل می شود ولی در عوض اضطراب جایگزین آنها میگردد.
میل به استقلال که در مراحل آغازین نوجوانی آرزوی یک نوجوان است در مراحل آخر دبیرستان به واقعیتی نگران کننده تبدیل میشود. نوجوانی که در مراحل آغازین نوجوانی خود به زمان حال اهمیت می داد در مراحل آخر نگران آینده ی خود میشود : (( چه برنامه ای برای آینده ام دارم؟ اگر قصد ازدواج دارم چگونه میخواهم هزینه ی زندگی ام را تامین کنم؟ چگونه میتوانم وارد دانشگاه شوم؟)).
بیشتر نوجوانان پاسخ روشنی برای این پرسش ها ندارند لذا غفلت از پرداختن به این پرسش ها آنها را گرفتار وحشت و اضطراب میکند: (( من آمادگی لازم را برای مستقل شدن ندارم)).
والدین او نیز مضطربانه سخنان او را قبول میکنند زیرا پیش از اینکه فرزندشان آمادگی کافی داشته باشد حاضر نیستند با رها کردن او باعث به خطر افتادن وی شوند. والدین ممکن است در این مرحله فعال تر با فرزندشان برخورد نمایند و او را برای مستقل شدن آماده کنند.
نگرانی آنها در مورد آماده نبودن فرزندشان ممکن است به او منتقل شده و مشاجراتی را در میان آنها به وجود آورد. هنگامی که والدین به تشریح مسئولیت هایی که او باید آماده ی پذیرش آنها شود می پردازند فرزندشان از دخالت آنها عصبانی میشود.
تجربه ی مستقل شدن ( از سنین 18 تا 23 سالگی ) که با زندگی مجردی نوجوان همراه است. مرد یا زن جوان در مرحله ی پایان نوجوانی خود برای نخستین بار زندگی مستقل از خانواده را تجربه کرده و احساس می کند که بسیار مبتدی است.
کثرت مشکلات غیرقابل پیش بینی و بی تجربگی او در برخورد با آنها سبب می شود تا برای مدتی نتواند همه ی آنها را حل کند و ناگزیر یکی از آنها را فدای حل دیگری میکند: پرداخت اجاره ی مسکن ، شهریه ی دانشگاه ، تلاش برای کاریابی ، صرف وقت با دوستان و با خانواده و... که معمولا بخشی از آنها فدا شده و یا نیمه کاره رها میشود.
او خود را در میان دوستانی می بیند که آنها نیز شرایطی مشابه وی دارند. زندگی یک جوان در این مرحله بسیار بی ثبات و متغیر است و بیشتر انحرافات اخلاقی در این مرحله روی می دهد. لذا باید به خطرات واقعی این مرحله بسیار اهمیت داد.
اشتباهات و حوادث ناگواری که در این مرحله برای تک فرزند روی می دهد این احساس را در او پدید می آورد که شایستگی کافی ندارد و نمیتواند مشکلاتش را حل کرده یا اداره کند.
اکنون اعتماد به نفس وی آسیب دیده و به دلیل شکی که به خود دارد در برابر مخالفت والدین قادر به مقاومت نخواهد بود. از سوی دیگر والدی نسبت به نظراتی که درباره ی فرزندشان دارند مطمئن هستند و سعی میکنند تا از طریق انتقاد او را اصلاح و یا از طریق تنبیه او را کنترل کنند. در صورتی که هیچ یک از تهمیدات یاد شده موثر نباشد از فرزندشان ناامید می شوند.
اگر چه دوران 8 تا 10 ساله ی نوجوانی ممکن است برای والدین خوشایند نباشد ولی دورانی لازم و اجتناب ناپذیر در زندگی فرزند آنهاست. تغییرات شخصیتی این دوران لازم و اجتناب ناپذیر در زندگی فرزند آنهاست. تغییرات شخصیتی این دوران موجب فشار ها ، درگیری ها و مشکلاتی میشود که برای عبور فرد از مرحله ی کودکی به مرحله ی جوانی لازم است.
هنگامی که این تغییرات مستقل از خواسته ها و انتظارات والدین روی می دهند آنها ممکن است بر عقاید و انتظارات خود پای فشرده و در برابر واقعیت رشد فرزندشان مقاومت کنند. نوجوان بودن در مخالفت هایی که کودکان با والدین خود میکنند خلاصه نمیشود بلکه مرحله ای از رشد آنهاست که باید به همراه والدین خود از آن عبور کنند.
منبع : کتاب کلیدهای تربیتی برای والدین تک فرزند
مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان
تقویت نقاط قوت نوجوانی تک فرزندانتقویت نقاط قوت نوجوانی تک فرزندان

تقویت نقاط قوت نوجوانی تک فرزندان آنها باید از علاقه ی فرزندشان به داشتن رفتاری شبیه بزرگسالان استقبال کرده و مسئولیت بیشتری را به او واگذار کنند. اگر پیشتر می گفتند: (( ما مشکلاتت را حل خواهیم کرد)) اکنون باید بگویند : (( وقت آن رسیده که بیاموزی چگونه با مشکلات خود برخورد کرده و بیشتر کارهایت را خودت انجام دهی)). تقویت نقاط قوت نوجوانی تک فرزندان


ورود کودکان به دوران نوجوانیورود کودکان به دوران نوجوانی

ورود کودکان به دوران نوجوانی آغاز دوران نوجوانی و عبور از آن توأم با بحرانی است که اگر به خوبی مدیریت نشود قطعا مشکل آفرین خواهد بود اما میتوان با مدیریت صحیح آن را درست پشت سر گذاشت این مهم نیز در درجه نخست به کمک والدین و در درجه دوم به کمک معلمان و مربیان نوجوان حاصل میشود. با توجه به اینکه نوجوانی دوران بسیار مهمی از زندگی هر فرد است ، والدین باید به نوجوان کمک کنند تا بتواند این دوران را به خوبی سپری کند. ورود کودکان به دوران نوجوانی


هیجانات دوران بلوغ و نوجوانیهیجانات دوران بلوغ و نوجوانی

هیجانات دوران بلوغ و نوجوانی بلوغ و نوجوانی پدیده ایست دو بعدی که : درونی و بیرونی. نوجوان بر اثر هیجانات ناشی از شور و شوق نوجوانی و گذر از دوران کودکی دوم و قدم به دوران سازندگی و خودشناسی مایل است که قدم های بعدی را بر قبلی رجحان داده و از تضاد و برخورد آنها هیجانات خاصی را به گونه ای متفاوت از خود بروز دهد. هیجانات دوران بلوغ و نوجوانی


مراقبت بیشتر از کودکان در دوران پیش از نوجوانیمراقبت بیشتر از کودکان در دوران پیش از نوجوانی

مراقبت بیشتر از کودکان در دوران پیش از نوجوانی کودکان معمولا در ابتدای دوران نوجوانی مسئولیت پذیر هستند. در عمل ، مقررات مربوط به موارد ایمنی را رعایت می کنند و کار خوب و بد را از هم تشخیص می دهند ؛ در عین حال ، گاهی اوقات رفتارهای غیرمنطقی دارند ، پس به مراقبت مداوم والدین احتیاج دارند. مراقبت بیشتر از کودکان در دوران پیش از نوجوانی

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران