کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

0
زمینه ی احساسی ، عاطفی و هیجانی کودک
زمینه ی احساسی ، عاطفی و هیجانی کودک می دانیم که از حدود 5-6 ماهگی کودکان متوجه حالات عزیزان و اطرافیان خودشان می شوند و کاملا به آنها پاسخ و یا واکنش نشان می دهند. زمینه ی احساسی ، عاطفی و هیجانی کودک

زمینه ی احساسی ، عاطفی و هیجانی کودک
می دانیم که از حدود 5-6 ماهگی کودکان متوجه حالات عزیزان و اطرافیان خودشان می شوند و کاملا به آنها پاسخ و یا واکنش نشان می دهند. کودک بعد از 3 سالگی اگر به او حرفی بزنید ، ولی بدن شما و یا حالت شما نشان دهنده ی مطلب دیگری باشد ، او کاملا متوجه این تفاوت و تضاد خواهد شد و به همین علت برخی اوقات توضیحات ما ، در حالی که غمگین یا خشمگین هستیم ، ولی به آنها میگوییم که خوشحالم ، راحت و آسوده هستم ؛ آنها را فریب نمی دهد بلکه آنها به آن احساسِ درونی خودشان که به واقعیت بسیار نزدیک تر است توجه بیشتری دارند.
اصولا کودک حتی تا 5-6 سالگی اهمیت زیادی به مطالب کلامی نمی دهد ، بلکه برای او پیغام ها و یا آنچه که از طریقِ حسِ خودش ، آن را به درون می فرستند و احساس میکند ، مبنای اصلی و اساسی برداشت و قضاوت و نظر او خواهد بود.
به همین دلیل بهتر است که اگر غمگین و یا خشمگین هستیم ، آن را ابراز کنیم و در رابطه با این که مایل هستیم که با این غم و خشم چه کنیم ، به آنها توضیح بدهیم و وقتی که آن حالت برای ما برطرف شد ، اعلام کنیم که از آن غم یا خشم بیرون آمدیم ، تا کودک نسبت به حس و احساسش ، هم به خود و هم به شما ، اعتماد و اطمینان بیشتری را پیدا کند.
خوشبختانه کودکان هیچ حال خوب و حتی بدی را بیشتر از ده دقیقه در خودشان نگه نمی دارند. یعنی کودک حداکثر زمانی را که به خاطر اتفاقی مخصوصا بد ناراحت است به مرز ده یا در سنین بالار به دورازه دقیقه می رسد. بنابراین اگر ما به آنها فرصت بدهیم که از آن حال بیرون بیایند ، و حالت راحت و آسوده ای پیدا کنند ، بیشتر میتوانیم با آنها گفت و گو کنیم و یا چرایی و چگونگی مطلب را شرح بدهیم ، و به آنها آموزش لازم را در این زمینه ارائه کنیم.
در حالی که اگر درست در بین آن حالات احساسی و عاطفی که در این گونه موارد بد و منفی است ؛ بخواهیم با توضیحاتمان ، در حالی که آن ها حس و احساس دیگری دارند ، آنها را قانع و یا مسئول و مقصر بدانیم ؛ به خشم آنها و ناراحتی آنها و به گمی و گیجی و سردرگمی آنها افزوده ایم.
هنگامی که بچه ای حالت بد و ناراحتی دارد ، میتوانیم به او فرصت بدهیم و از او بخواهیم که کمی آرام بگیرد. خودمان هم حرفی نزنیم و او را نوازشش کنیم. توجهمان را کاملا به او معطوف کنیم و آن زمانی که او آرام گرفت ، به راحتی با او حرفمان را بزنیم ، در غیر این صورت در این زمینه میتواند کاملا گرفتار شده و از این به بعد نیز درباره حس و احساس خودش ، شک و تردیدی به دل راه بدهد و درباره ی ما نیز نظری کاملا بد و منفی پیدا کند.
کودک از حدود 4 سالگی توان این را دارد که حس و احساس خودش را پنهان کند. با وجودی که خوشحال نیست به آغوش کسی برود و یا کسی را ببوسد ، البته به خاطر درخواست ما یا انتظار آن فرد ، این کار را میکند. با وجودی که از هدیه ای که گرفته به هیچ وجه خوشحال نیست ، ابراز میکند که دقیقا این همان چیزی بود که احتیاج داشت ، بنابراین توان این را پیدا میکند ، که درگیر بازی بزرگسالان شود ، که البته به نظر نمی رسد برای آن فایده ای متصور باشد.
اما به هرحال به دلیل این توانایی ، دیگران را هم میتواند این چنین ببیند . در نتیجه حالتی از شک و تردید در او به وجود می آید. باز هم به همین دلیل است که بیان واقعیت حتی آن زمانی که این واقعیت خوب و زیبا نیست ، بیشتر به کودک کمک میکند تا اینکه ما به دنبال دروغ یا احتمالا فریب او باشیم.
کودک در این ایام احساساتش را کمی با خودش متفاوت می بیند. کودک 5 ساله متوجه میشود حالی را که دارد ، نباید داشته باشد . احساسی را که دارد، باید دگرگون کند. ولی توان این را ندارد تا این احساس را از خودش دور کند. بنابراین فکر یا آن موضوع ، و حس و احساس آن موضوع ، هم چنان در ذهن او می ماند.
در این باره به دو نکته اساسی و مهم اشاره می کنیم :
یکی این که برخلاف تصور بسیاری از مردم که میتوانند احساسات و عواطف و هیجانات بد و منفی را کنار بگذارند ،و به دنبال فقط جنبه های خوب و مثبت بروند ؛ قلب انسان و یا ضمیر و ذهن انسان اگر درِ بازی داشته باشد ، که بتواند به احساسات و عواطفِ خودش پاسخی بدهد ، این احساسات و عواطف شامل جنبه های مثبت و منفی با هم خواهند بود.
یعنی در حالی که غم هست ، شادی هست و در حالی که نگرانی هست ، آرامش هست. اگر ما این تصور را داریم که میتوانیم وجود خودمان را به روی غم و یا به نگرانی ببندیم ؛ بدون تردید چنین اتفاقی نخواهد افتاد ، مگر این که شرایط و عواملی که موجب غم و یا خشم و یا نگرانیِ ما هستند را از میان ببریم .
پس اگر درِ قلب باز است ، احساسات خوب و بد به آن وارد میشود و اگر بسته است ، نه احساس خوب و نه احساس بدی در کار است. بی خود نیست که برخی از افرادی که تحت تاثیر جنبه های بد و منفی زندگی قرار نمی گیرند ، از لذایذ و شادی های زندگی نیز بی بهره هستند.
انسان در یک سال اول ، با حس و حواس خود زندگی میکند. کودک از حدود یک سالگی تا 7 سالگی ، علاوه بر حسی که در مسیر رشد و توسعه است با هوش و از جانب دیگر با تخیل خودش زندگی میکند. به بیان دیگر کودکی که فقط به جهان محسوس و ملموس توجه و اعتنایی داشت ، هم اکنون هوش خودش را به کار میگیرد ، تا موضوع ها را به میل و خواسته ی خودش دگرگون کند و از جانب دیگر با تخیل و تصور ، علاوه بر اینکه دنیایی را می سازد ، آن زمان که از دنیا راضی نیست ، به این جهان درونی خودش پناه ببرد.
بنابراین آنچه که به عنوان احساس ، عاطفه و هیجان یعنی (Feeling and Emotion ) هست ، نتیجه ی حس ، تخیل و هوش است . به بیان دیگر احساسات ، عواطف و هیجانات ما به خودی خودشان استقلالی ندارند و دستگاه و وسیله ای ندارند که آن را به وجود بیاورند ، یا از طریق آن با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند.
بلکه حال ما ، احساسات ما عواطف ما ، نتیجه ی حس و هوش ما است ( مخصوصا در 7 سال اول ) به این معنا که من چیزی را می بینم ، احساس خوب یا بد میکنم؛ مطلبی را میشنوم ، احساس خوب یا بد دارم.
بنابراین خودِ احساس با ابزار و وسایلی مرتبط نیست تا ارتباطی را به وجود بیاورد و یا نتیجه گیری هایی کند. به همین دلیل در 1 تا 7 سالگی احساسات و عواطف ما ، تابع حس و هوش و تخیل ما می باشد و از اینجاست که مسئله ی درک واقع بینانه ی جهان و کمک به تخیلات و تصورات کودک و رشد هوش او ، به او کمک میکند که با جنبه های واقعی جهان و با حالات درونی خودش ، آن گونه که هست ، ارتباط و تماسی لازم را برقرار کند.
منبع : کتاب پرورش ، تعلیم و تربیت 3 تا 7 سالگی
زمینه ی احساسی ، عاطفی و هیجانی کودک

پرورش عاطفی فرزند – بخش اولپرورش عاطفی فرزند – بخش اول

پرورش عاطفی فرزند – بخش اول کودک آنلاین: پرورش یعنی پشتیبانی، تشویق و تغذیه در مراحل اولیۀ رشد. برای کودکان پرورش جسمی شامل تهیۀ غذا، آشامیدنی و لباس گرم است یعنی تمیز و در امان نگه داشتن آنها از خطر و نیز به این معناست که مطمئن باشید به اندازۀ کافی می‌خوابند و آنها را مرتب در آغوش می‌گیرید.


بلوغ هیجانی کودکانبلوغ هیجانی کودکان

بلوغ هیجانی کودکان همچنین توانایی در بیان و برآورده ساختن آنها در مسیر سازنده و مناسب. این بر خلاف (( برون ریزی)) می باشد که نیازها و خواست های ما در قالب رفتارهای ناخودآگاه و مخرب بروز می یابند. بلوغ هیجانی کودکان


شدت واکنش عاطفی کودک دو سالهشدت واکنش عاطفی کودک دو ساله

شدت واکنش عاطفی کودک دو ساله کودک آنلاین: کودکی که دارای عواطف شدیدی است، احساسات خود را با شور و هیجان ابراز می‌کند. هنگامی‌که خوشحال است جیغ می‌کشد و می‌خندد و هنگامی‌که ناراحت است مانند آتش‌فشانی فعال اشک می‌ریزد یا پی‌درپی جیغ می‌کشد. شدت واکنش عاطفی کودک دو ساله


واکنش به هیجانات منفی کودکان واکنش به هیجانات منفی کودکان

واکنش به هیجانات منفی کودکان وقتی که کودکان زودتحریک به تبادل خشم با والدینشان می پردازند برآشفتگی آنها بیشتر می شود. در صورت تداوم این حالت کودکان یک سبک بین فردی مواجهه ای را یاد میگیرند که در برابر بزرگسالان و همسالانشان و دیگران از آن استفاده میکنند. واکنش به هیجانات منفی کودکان

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.
مقاله?ویدیو?کاربر?
لیست مقالات
لیست ویدیو ها
لیست کاربران
به کانال تلگرام کودک آنلاین بپیوندید