کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

1
بلوغ هیجانی کودکان
بلوغ هیجانی کودکان همچنین توانایی در بیان و برآورده ساختن آنها در مسیر سازنده و مناسب. این بر خلاف (( برون ریزی)) می باشد که نیازها و خواست های ما در قالب رفتارهای ناخودآگاه و مخرب بروز می یابند. بلوغ هیجانی کودکان

بلوغ هیجانی کودکان
علایم بلوغ هیجانی
1 . توانایی درک و تجربه احساسات ونیازهای عمیق خویش
همچنین توانایی در بیان و برآورده ساختن آنها در مسیر سازنده و مناسب. این بر خلاف (( برون ریزی)) می باشد که نیازها و خواست های ما در قالب رفتارهای ناخودآگاه و مخرب بروز می یابند.
2 . ظرفیت ارتباط برقرار کردن با تجارب زندگی
فرد بالغ به تجارب زندگی همچون تجارب یادیگری می نگرد. زمانی که مثبت باشند از آنها لذت برده و شادمانی می کند. اگر هم منفی باشند مسئولیت فردی آنها را می پذیرد و اطمینان دارد که از آنها برای بهبود زندگی خود درس می آموزد . در حالی که فرد نابالغ به باران دشنام می دهد فرد بالغ چتر می فروشد.
3 . توانایی آموختن از تجارب
فرد نابالغ از تجارب خود درس نمی گیرد خواه مثبت باشند خواه منفی . طوری رفتار میکند که گویی هیچ گونه ارتباطی میان چگونگی عملکرد آنها و عواقبی که به سرشان می آید وجود ندارد. آنها تجارب خوب و بد را پای تقدیر و سرنوشت و بخت و اقبال خود می گذارند و مسئولیت فردی آنها را نمی پذیرند.
4 . زمانی که امور بر طبق پیشبینی ها و یا بر وفق مراد پیش نمی رود ، فرد نابالغ پای به زمین می کوبد و از سرنوشت و شانس بد خود شکوه کرده و افسوس می خورد. اما فرد بالغ رویکرد دیگری را انتخاب کرده و مسیر دیگری را برای دستیابی به موفقیت مدنظر قرار می دهد.
5 . آزادی نسبی از علایم تنش زا
یک فرد نابالغ مدام دارای احساس بدبختی ، طرد شدگی و بدبینی نسبت به زندگی بوده و به سرعت عصبانی گشته و هنگامی که ناکام می گردد به نزدیک ترین کسانش حمله ور می گردد . این گونه افراد همواره مضطرب می باشند. اما فرد بالغ از این رویکرد تکامل یافته خود اشباع شده که به هر چه می خواهد میتواند دست یابد.
6 . توانایی در کنار آمدن سازنده با خصومت
فرد نابالغ هنگامی که ناکام می ماند به دنبال فردی برای سرزنش و نکوهش می گردد ، اما فرد بالغ به دنبال راه حل است . فرد نابالغ به دیگران حمله ور می گردد. فرد بالغ به از خشم خود به عنوان یک منبع نگریسته و زمانی که ناکام می گردد ، تلاش خود را دو چندان می کند تا راه حل مشکل خود را یافته و بر آن غلبه کند.
7 . توانایی در واکنش نشان دادن
توانایی در واکنش نشان دادن به شرایط و اوضاع زندگی با فراست ، قضاوت صحیح و خردمندی برخلاف تمایل به رفتار بدون اندیشه و در نظر گرفتن عواقب آنها.
8 . توانایی در تشخیص
توانایی در تشخیص ، همدلی و احترام به احساسات و نیازهای دیگران بر خلاف خود خواهی : کمک به دیگران تنها مالی و مادی نمی باشد بلکه وقت صرف کردن برای دیگران و تلاش برای بهبود وضعیت زندگی و شرایط روحی دیگران نیز حائز اهمیت است.
9 . توانایی در به تاخیر انداختن ارضای فوری امیال
برای آن که بتوانیم به نیازها و اعمال مهمتر و اساسی تر زندگی خود رسیدگی کنیم.



10 . توانایی عشق ورزیدن به دیگران
توانایی عشق ورزیدن به دیگران ، همچنین ارجحیت بخشیدن به نیازها ، امنیت ، احساسات و بقای فردی دیگر همچون خویشتن خویش .
11 . توانایی سازگاری
توانایی سازگاری انعطاف پذیر و خلاق در تغییرات اوضاع زندگی.
12 . توانایی کنار آمدن سازنده با حقایق زندگی
توانایی کنار آمدن سازنده با حقایق زندگی و رو به رو شدن با مشکلات و حل و فصل آنها. یک فرد نابالغ از حقایق طفره می رود و از آنها می گریزد.
13 . ظرفیت و توانایی احساس رضایت و لذت از بخشیدن تا گرفتن
یک فرد نابالغ یا اینکه می بخشد و از فردی هیچ چیزی قبول نمی کند و یا تنها مصرف کننده است و به دیگران چیزی نمی بخشد ( خواه مال ، زمان یا کمک ) فرد بالغ در بخشش و قبول کمک از دیگران متعادل می باشد.
14 . توانایی در ارتباط برقرار کردن آزادانه
توانایی در ارتباط برقرار کردن آزادانه و راحت با دیگران ، دوست داشتن دیگران و محبوب دیگران بودن ، تداوم رابطه دو جانبه رضایت بخش و سالم ، توانایی در انتخاب و رشد روابط سالم و پرورش دهنده ، و پایان دادن و یا محدود کردن روابطی که مخرب و ناسالم می باشند.
سازگار شدن با تغییرات
اگر چه گاهی اوقات دوره رشد ممکن است برای نوجوان بسیار مشکل باشد. اما همه نوجوان ها بالاخره به شکلی این تجربه را تحمل می کنند و امید است که این امر با کمترین آسیب روحی همراه باشد. در این جا باید گفت بیشترین دوره بلوغ در اوایل نوجوانی ( 11 تا 14 سالگی) رخ می دهد.
جهش رشدی با یک تصور ذهنی کمال طلبانه از بدن شروع می شود و نوجوان ها با این نگرانی دست به گریبان هستند که آیا به آنچه که امیدش را دارند تبدیل می شوند و یا نه !
آنها کم کم خودشان را از پدر و مادرشان جدا میکنند و دوست دارند که از طرف هم سن و سال هایشان پذیرفته شوند. بسیاری از آنها در این نگرانی به سر می برند که دارای بدنی طبیعی هستند یا نه ؟ چون می ترسند به چشم دیگران متفاوت بیایند و طرد شوند.
نوجوان ها در اواسط نوجوانی ( حدود 15 تا 17 سالگی) معمولا دوره اوج جهش رشدی را پشت سر گذاشته اند. از آنجایی که قدرت تفکر انتزاعی ، برنامه ریزی ، توانایی مقایسه کردن و درک آینده را به دست آورده اند ، میتوانند در مورد شکل بدنشان واقع بین باشند و آن را بپذیرند.
این درکی که از خود به دست آورده اند به آنها ثبات می بخشد و هرچند که ممکن است از بعضی قسمت های بدنش خوشش نیاید اما اغلب میتواند با آنها کنار بیاید و توجه و علاقه شان را از خودشان به سمت دنیای بیرون معطوف کنند.
نوجوان ها در اواخر نوجوانی ( 17 سالگی) تا نهایتا 20 سالگی رشد پیدا میکنند. آنها تجربیاتی در زندگی کسب کرده اند و تشخیص می دهند که باید برای تقبّل مسئولیت های بزرگسالی آماده شوند. بدون شک آینده برای آنها بیشترین اهمیت را دارد. اکنون برای بیشتر این نوجوان ها رشد جسمی مهمترین مسئله محسوب نمی شود. آنها کم کم خود را می شناسند.
نیاز نوجوان به نظم و انضباط
اکثر نوجوان ها این جمله را شنیده اند که : دوران نوجوانی بهترین سال های زندگی هستند اما بیشتر والدین بی صبرانه دوست دارند که این دوران هرچه زودتر تمام شود.
روی هم رفته زندگی کردن با کسی که اغلب قوانین خانه را زیر پا می گذارد سخت است. او دائم بحث و جدل می کند. گاهی به نظر می رسد از پنهان کاری ، شانه خالی کردن از کارها اوقات تلخی راه می اندازد و لذت می برد اگر ما با موضوعی موافق باشیم نوجوانمان بدون استثنا مخالف است.
اگر ما دوست داریم خانه تمیز باشد اتاق او همیشه شلخته و نامنظم است. وقتی بعد از ساعت ها مقرر به خانه می آید از کلاس هایش فرار می کند یا حرف های نامناسبی به زبان می آورد ممکن است برای به پایان رسیدن دوره نوجوانی او روز شماری کنیم.
ولی طرز تفکر و رفتارهای مناسبی وجود دارد که نه ما والدین اذیت شویم و بلکه برای نوجوانمان پیوسته محیط شادی ایجاد کنیم که حد وسط طرد کردن و حمایت بیش از حد باشد.
نوجوان ما در حال گذراندن دوره ی سختی است. برای او طبیعی است که سرکش باشد و در طی این مسیر هم او و هم ما مرتکب اشتباهاتی خواهیم شد. در عین حال که وجود نظم و انضباط و کنترل بر رفتارهایش یک ضرورت است.
این نکته را نادیده نگیریم که بالاخره باید مقداری آزادی داشته باشد تا خودش با زندگی رو به رو شود. پس باید زیر نظر خود به او مقداری آزادی بدهیم. تا بفهمد بزرگسالی چه شکلی است.
منبع : کتاب روانشناسی بلوغ
بلوغ هیجانی کودکان
اختلالات عاطفی بلوغاختلالات عاطفی بلوغ

اختلالات عاطفی بلوغ بلوغ دوران استرس و فشار است. استرس هر نوع محرک یا تغییر در محیط داخلی و خارجی است که ممکن است باعث اختلال در تعادل حیاتی بدن گردد و در شرایط خاصی بیماری زا باشد. استرس های بلوغ باعث هیجان ها ، مشکلات عاطفی و گاهی روانی می‌شود. میتوان گفت که اشکالات عاطفی ، نوعی واکنش نسبت به تغییرات و انقلابات طبیعی بلوغ است. اختلالات عاطفی بلوغ


بلوغ عاطفی کودکبلوغ عاطفی کودک

بلوغ عاطفی کودک کودک آنلاین: بلوغ عاطفی یعنی رشد کردن به گونه ای که بتوانیم شخصاً امیال و احساسات خود را مدیریت کنیم. امروزه بیش از هر زمان دیگر می دانیم که گرچه دانش و درک ما با گذشت زمان بیشتر می شود، اما کیفیت واکنش های عاطفی، پیشرفت مشابهی به خود نمی بیند. بلوغ عاطفی کودک


هیجانات دوران بلوغ و نوجوانیهیجانات دوران بلوغ و نوجوانی

هیجانات دوران بلوغ و نوجوانی بلوغ و نوجوانی پدیده ایست دو بعدی که : درونی و بیرونی. نوجوان بر اثر هیجانات ناشی از شور و شوق نوجوانی و گذر از دوران کودکی دوم و قدم به دوران سازندگی و خودشناسی مایل است که قدم های بعدی را بر قبلی رجحان داده و از تضاد و برخورد آنها هیجانات خاصی را به گونه ای متفاوت از خود بروز دهد. هیجانات دوران بلوغ و نوجوانی


بلوغ در دختران و پسرانبلوغ در دختران و پسران

بلوغ در دختران و پسران بلوغ زمانی است که بدن کودک شروع به تغییر کرده ، توانایی تولید مثل پیدا میکند. بلوغ ، فرآیندی طبیعی و هنجار است که در تمام انسان ها رخ می دهد. تغییرات چشمگیری چون بلوغ در هیچ دوره ی دیگری از زندگی ، بجز کودکی ، رخ نمی دهد. والدین در این دوره متوجه رشد جسمی ، تغییر شکل بدن و رشد استقلال عاطفی فرزندان خود میشوند. بلوغ در دختران و پسران

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران