کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

0
احساس مالکیت بیش از حد والدین و تک فرزندان
احساس مالکیت بیش از حد والدین و تک فرزندان رشد کودک به معنای پذیرش تدریجی مسئولیت هایی است که در گذر از مرحله ی وابستگی ( کودکی که به مراقبت های مادرش متکی است ) به مرحله ی استقلال ( جوانی به مراقبت کامل از خود قادر است ) او را کمک خواهد کرد. احساس مالکیت بیش از حد والدین و تک فرزندان

احساس مالکیت بیش از حد والدین و تک فرزندان
رشد کودک به معنای پذیرش تدریجی مسئولیت هایی است که در گذر از مرحله ی وابستگی ( کودکی که به مراقبت های مادرش متکی است ) به مرحله ی استقلال ( جوانی به مراقبت کامل از خود قادر است ) او را کمک خواهد کرد.
والدین و کودکان تک فرزند بسیار به هم وابسته بوده و سوال اساسی آنها درباره ی استقلال فردی کودک این است که هر یک از آنها میخواهند تا چه حد از یکدیگر مستقل باشند؟
هنگامی که والدین برخی مسئولیت ها را به فرزندشان منتقل کرده و او را از کنترل خود رها میکنند هر دو ( والدین و فرزند ) احساس میکنند که چیزی را از دست داده اند. هر یک از آنها بخشی از ارتباط قدیمی خود را در کارها و تصمیمات فرزندشان کاهش می دهند  کودک نیز که تا حدی از حمایت والدین محروم شده ناگزیر است خود تصمیم گیری کند.
بنابراین وقتی والدین به فرزند 16 ساله ی خود اجازه می دهند که رانندگی کند استقلال زیادی میان خود و فرزندشان ایجاد میکنند زیرا او دیگر مجبور نخواهد بود برای آمد و شد به رانندگی والدینش وابسته باشد اگر این نوجوان به صورت پاره وقت کار کرده و درآمدی داشته باشد استقلال او از حمایت مالی والدینش افزایش یافته و میتواند وسایلی را که به آنها علاقه دارد شخصا بخرد.
هرچه استقلال و مسئولیت پذیری کودک بیشتر شود نقش والدین در زندگی او کم رنگ تر می شود و در مقابل هر دو پیوند و تعلق کمتری را نسبت به یکدیگر احساس خواهند کرد. والدین به دو دلیل از اعطای مسئولیت به فرزندشان نگران هستند : آنها دوست دارند بیش از حد به او کمک کنند و نگران هستند که اعطای مسئولیت فرزندشان را با خطر رو به رو کند.
تله ای برای والدین : کمک بیش از حد به فرزند
هر چه تعداد فرزندان خانواده ای بیشتر باشد والدین فرصت کمتری برای کمک به آنها خواهند داشت و در نتیجه استقلال ببشتری به آنها خواهند داد ولی والدینی که تنها یک فرزند دارند در کمک به فرزندشان زیاده روی میکنند.
برای کاهش خطر زیاده روی در کمک به فرزندان والدین باید به این پرسش ها پاسخ دهند :
1.    آنها چه نوع کارهایی برای فرزند خود انجام می دهند که او خود توانایی انجام آنها را دارد؟ ( مرتب کردن رختخواب یا شستن لباس ها).
2.    آنها چه نوع تصمیماتی درباره ی فرزندشان می گیرند که او خود به اتخاذ آن تصمیمات قادر است؟ ( مثلا تصمیم گیری درباره ی نحوه ی هزینه کردن درآمد یا تصمیم گیری در مورد پس انداز کردن پول).
3.    آنها چه اطلاعاتی را از فرزند خود مخفی میکنند که او توانایی درک آنها را دارد؟ ( مثلا توضیح دادن درباره ی مسائل اخلاقی).
تربیت کودکان تک فرزند بسیار مشکل است زیرا والدین ناگزیرند برای تقویت مسئولیت پذیری آنها اجازه دهند تا کارهای خود را انجام دهند استقلال در تصمیم گیری داشته و در معرض آزمون و خطا قرار گیرند و اطلاعاتی را که برای استقلال آنها لازم است کسب کنند. این اقدامات به عشقی توأم با از خودگذشتگی نیاز دارد.
تله ای برای والدین : زیاده روی در مسئول دانستن خود
از مشکل ترین اقداماتی که والدین باید انجام دهند محدود کردن مسئولیت خود در مواقعی است که کودک دچار آسیب شده و یا با مشکلی رو به رو شده است. والدین معمولا در این شرایط از خود می پرسند : (( این اتفاق تا چه میزان تقصیر ما بوده است؟ ما چه کاری میتوانستیم بکنیم تا از این اتفاق جلوگیری کنیم؟))
آنها با مشاهده ی حوادثی که برای تنها فرزندشان روی می دهد سعی میکنند مسئولیت خود را در مورد دخالت در زندگی فرزندشان افزایش دهند تا از وقوع حوادث بیشتر در آینده جلوگیری کنند.



والدین باید بدانند که سه نوع متغیر در زندگی فرزندشان دخالت دارد که از کنترل آنها خارج است :
1.    آنها نمیتوانند خلق و خو و شخصیت فرزندشان را کنترل کنند بنابراین اگر فرزند آنها جسور و ناسازگار است نمیتوانند ماهیت او را تغییر دهند. آنها فقط میتوانند به کودک خود بیاموزند که چگونه از پیامدهای منفی این گرایش ها جلوگیری کرده و قبل از هر اقدامی فکر کند.
2.    آنها نمیتوانند شرایطی را که خارج از محیط خانوادگی آنهاست کنترل کنند. بنابراین خطراتی که در محیط مدرسه ، محیط اجتماعی و سایر مکان ها ، زندگی کودک را تهدید میکند قابل پیش بینی نیستند.
3.    آنها نمیتوانند تصمیمات شخصی فرزندشان را کنترل کنند بنابراین با وجود دستورات ، راهنمایی ها ، آموزش و کنترلی که والدین دارند نمیتوانند بر درون فرد مسلط شوند .وسوسه ، کم تجربگی و غفلت موجب می شود تا بیشتر کودکان تک فرزند با وجود مراقبت دقیق والدین در دوران رشد خود دچار خطر و آسیب شوند. تاثیر و نفوذی که والدین بر فرزند خود دارند محدود است بنابراین نباید خود را مسئول تمام اشتباهات فرزندشان تلقی کنند.
خطرات ناشی از مسئولیت پذیری کودکان از دو منبع سرچشمه می گیرد : زیاده روی در پذیرش مسئولیت و فراموش کردن احساسات کودکانه از یک سو و زیاده روی در احساس مسئولیت نسبت به راضی کردن والدین از سوی دیگر.
تله ای برای کودک : زیاده روی در پذیرش مسئولیت
بسیاری از کودکانی که تنها فرزند خانواده هستند به بازی کردن با کودکان هم سن و سال خود تمایل ندارند بلکه علاقه دارند یا با اشخاص بزرگتر از خود بازی کنند تا بتوانند رفتاری مثل بزرگسالان داشته باشند یا با کودکان کوچک تر از خود سرگرم شوند تا بتوانند از موضعی بالاتر با آنها برخورد کنند.
والدین به راحتی فراموش میکنند که به رغم بلوغ اجتماعی فرزندشان او هنوز یک کودک است و برای یک رشد سالم به آزادی بدون دغدغه نیاز دارد. آزادی از مسئولیتی که افراد بالغ دارند از جمله تفریحات دوران کودکی است.
بازی کردن و سرگرمی های کودکانه بدون نگرانی از به سخره گرفتن رفتار کودکانه ی او بخشی از رشد جنبه ی کودکانه ی آنها را تشکیل می دهد. بنابراین هرچند والدین به مسئولیت پذیری فرزند خود اهمیت می دهند اما باید آنها را تشویق کنند تا فارغ از برخی مسئولیت ها به تنوع و سرگرمی با دوستان هم سن و سال خود بپردازند.
تله ای برای کودک : زیاده روی در سرزنش کردن خود
بسیاری از تک فرزندان با مشاهده ی هر مشکلی در خانواده غذرخواهی میکنند بدون این که نقشی در پیدایش آن مشکل داشته باشند. هنگامی که یک روز خسته کننده را پشت سر گذارده و به دلیل خستگی با هم مشاجره کنند تک فرزند آنها ممکن است بگوید : (( معذرت می خواهم ، من چه خطایی کرده ام؟)) سپس او سعی میکند ناراحتی پدر و مادرش را برطرف کند.
والدین باید به فرزند خود توضیح دهند که مشاجره های ناشی از خستگی و کم حوصلگی با مشاجره های ناشی از رفتارهای فردی تفاوت دارد. کودکی که همیشه از خود انتقاد میکند باید بیاموزد که او مسئول تمامی مشکلات خانواده نیست.
منبع : کتاب کلیدهای تربیتی برای والدین تک فرزند
احساس مالکیت بیش از حد والدین و تک فرزندان
کودک تک فرزندکودک تک فرزند

کودک تک فرزند دو اظهار نظر کلی درباره ی تک فرزند بودن وجود دارد. نخست اینکه تک فرزندی به دلیل نبود رقابت باعث می شود کودک از ثبات عاطفی بیشتری برخوردار باشد و دوم اینکه کودک به دلیل نبود برادر و خواهر ، در تکامل رشد عاطفی و سازگاری با مشکل رو به رو میشود. کودک تک فرزند


مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندانمشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان

مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان نوجوانی مرحله ای انتقالی است که با کشمکش و تقلای کودک در کاهش وابستگی خود به والدین آغاز میشود و 8 تا 10 سال بعد با آغاز مرحله ی جوانی و کسب استقلال و خودگردانی به پایان میرسد. والدین و تک فرزند باید به خطراتی که در این سنین وجود دارد طی این مراحل توجه کنند : مشکلات ناشی از نوجوانی تک فرزندان


تک فرزندی مزایا و معایبتک فرزندی مزایا و معایب

تک فرزندی مزایا و معایب :امروزه به دلیل مشغله والدین و هزاران دلیل اجتماعی و فرهنگی دیگر بسیاری از والدین پس از داشتن یک فرزند دیگر تمایلی برای داشتن فرزند دیگری در خانواده خود ندارند و سعی می‌کنند برنامه‌های زندگی خود را بر مبنای تک فرزند بودن کودک خود پایه‌ریزی کنند. اما تک فرزندی هم برای خود مزایا و معایب دارد که ما در این مقاله به بررسی جهات مختلف این موضوع می‌پردازیم. تک فرزندی مزایا و معایب


تلاش تک فرزندان برای شبیه شدن به والدینتلاش تک فرزندان برای شبیه شدن به والدین

تلاش تک فرزندان برای شبیه شدن به والدین ارزش ها ، ویژگی های شخصیتی و رفتار والدین تاثیری شگرف در شکل گیری شخصیت کودکان به ویژه در سنین پایین تر دارد. افزون بر شباهت های میان والدین و فرزندان سه عامل مهم در تشویق کودکان برای شبیه شدن به والدین وجود دارد: تلاش تک فرزندان برای شبیه شدن به والدین

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران