کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

1
تفاوت های گذشته ، حال و آینده در ذهن نوجوان
تفاوت های گذشته ، حال و آینده در ذهن نوجوان می دانیم که نوجوان در شرایط درست و مناسب تفاوتی بین گذشته ، حال و آینده را در ذهن خودش قائل می شود و در حالی که برخی از موضوعات گذشته را به امروز و فردا مرتبط می کند و در بسیاری از موارد آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است را کاملا برعکس و متفاوت با حوادث امروز و فردا می بیند. تفاوت های گذشته ، حال و آینده در ذهن نوجوان

تفاوت های گذشته ، حال و آینده در ذهن نوجوان
می دانیم که نوجوان در شرایط درست و مناسب تفاوتی بین گذشته ، حال و آینده را در ذهن خودش قائل می شود و در حالی که برخی از موضوعات گذشته را به امروز و فردا مرتبط می کند و در بسیاری از موارد آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است را کاملا برعکس و متفاوت با حوادث امروز و فردا می بیند.
می دانیم که از نظر اجتماعی از خاطر بردن گذشته موجب تکرار گذشته میشود و از نظر روانی به خاطر آوردن گذشته موجب تکرار گذشته خواهد شد. بنابراین نه تنها گذشته ، حال و آینده را باید از نظر عقلی تفکیک کرد و از هم جدا نمود ، در عین حال در بسیاری از موارد موضوع ها و مطالب به گونه ای کاملا متفاوت در گذشته ، حال و آینده اتفاق می افتد.
آنچه که در گذشته اتفاق افتاده ، ای بسا هرگز تکرار نشود و یا آنچه که در گذشته بوده حتما تکرار خواهد شد. به همین علت است که عقل در این زمان باید ارتباط واقعی ، علمی ، عقلی و منطقی ، بین حوادث گذشته و امروز را برای ما مشخص کند.
همانطور که می دانیم در دنیای ذهنی کودک ، نوجوان ، جوان و بزرگسال طرح هایی (Scheme ) برای این موضوع ها وجود دارد.
یعنی همه ی ما سیستم ها و مجموعه هایی را در ذهن فراهم می کنیم تا تجربیات و حوادث بیرون را به درون ذهن ببریم و به مجرد این که تفاوتی بین موضوع تجربه شده با آگاهی ، دانش و شناخت خود مشاهده کردیم طرح جدیدی را به وجود می آوریم و سیستم جدیدی را موجب میشویم و مطلب تازه ای را به ذهن منتقل می کنیم.
در حالی که اگر ما در این زمینه برخورد درستی با دنیای بیرون و درون خودمان نداشته باشیم ، کوشش میکنیم که موضوع بیرونی را با طرح درونی مطابقت دهیم و غالب اوقات این مطالب در یک سیستم و مجموعه نیستند و ما را دچار کج فهمی و برخی اوقات با تضاد و تناقض همراه می کند.
مسئله ی مهم دیگر ، مانند گردی و مانند گرایی (Simulation) می باشد . یعنی طرح قدیمی برای فهم موضوع های جدید و موضوع (Accommodation تطابق ) که نوعی مسئله ی دگرسازی و برخی از اوقات هم سازی در مسیر درست و تازه است.
یعنی قرار دادن تجربه ی جدید در طرحی جدید ، مسئله ی اصلی و اساسی ذهن نوجوان است. برخی از مردم که دارای یک سیستم و یک طرح هستند و مایل می باشند تا همه ی موضوع ها را درون ذهن خود ، قرار بدهند و برای آن توضیح و توجیه داشته باشند ، در بسیاری از موارد به خود فریبی و دگرفریبی می پردازند.
اگر فرض من بر این است که قانون میتواند تغییر نکند در حالی که قانون زاییده ی روابط اجتماعی است و کشف شدنی است نه وضع شدنی ، آن زمان که شرایط ، روابط و موقعیت دگرگون میشود ، قانون نیز ناچار به تغییر است.
ولی اگر باور و طرح ذهنی من این است که قانون ابدی و همیشگی است ، پس باید برای عملی نبودن و به هدف و نتیجه نرسیدن با استفاده از آن قاعده و قانون ، عذر و بهانه ای تراشید و توضیح و توجیهات عجیب و غریبی را ارائه داد.
یا حتی اگر فرض بر این باشد که اگر همه به خوبی و درستی عمل کنند ، قانون هم خوب کار میکند ، این چنین افراد متاسفانه گرفتار مشکل عقلی هستند و متوجه نیستند که فرض اول و طرحی که در ذهن دارند با واقعیت خارجی و یا تجربیات جدید نمی خواند و باید طرح تازه ای کنار ذهنیت به وجود بیاورند تا توان فهم و درک درست مطلب را داشته باشند.
همچنین نوجوان ظرفیت این را پیدا میکند تا طرح های ذهنی خودش را طوری تنظیم کند که به راحتی از عهده ی درک واقعیات برآید.



می دانیم برخلاف کودک که از طریق حسی و تجربی و از راه کوشش و خطا موضوع ها و مسائل را تا حدودی برای خودش روشن و قابل شناخت می کند ، نوجوان توان این را دارد تا با استفاده از عقل خودش ، مطالب را آن گونه که هست بدون خطا بیاموزد و در این زمینه عامل زبان و دانش یعنی علم ، هنر و فلسفه به او این ابزار و امکان را میدهند که مطالب را آن گونه که هست کشف و درک کند و نه تنها در جهان طبیعت و ماده بلکه در شناخت انسان و روابط اجتماعی و آگاهی نسبت به حال و شرایط خودش نیز توانایی تازه ای را پیدا کند.
همچنین بین سن 13 تا 15 سالگی جهان ایده آل و تصورات و خیالات و از طرف دیگر هیجانات ، احساسات و عواطف نقش بسیار مهمی در برهم ریختن نظام استدلالی و عقلی فرزندان ما دارد.
مطالعات نشان می دهد حدود 30% نوجوانان تا 15 سالگی توان آن را دارند که در بیشتر موارد اصول عقلی و منطقی و یا به نوعی تجرید و انتزاع را در ذهن خودشان به درستی به کار بگیرند و از طریق قیاس و استقرا و استدلال به استنباط و استنتاج و نتیجه گیری درستی دست یابند.
به هر حال تفکر تجریدی و انتزاعی در این مقطع سنی امکان پذیر است. خوشبختانه بین سن 16 تا 20 سالگی بیشتر جوانان و نوجوانان آن زمانی که محیط اجتماعی فراهم و مناسب است و کارِ درس و مدرسه را به درستی می آموزند و با رشته های مختلف علوم ، آشنایی و آگاهی پیدا میکنند فرصتی برای ابراز عقیده و نظر و بحث و استدلال دارند و حدود 19 یا 20 سالگی به مرحله ی رشد عقلی می رسند.
همراه با این توانایی ، نوجوان فرصت این را پیدا میکند که به جای واکنش که در مقابل حوادث مهم زندگی خودش داشت ، به موضوعات و مسائل پاسخ می دهد . یعنی اوضاع را ارزیابی کند ، تجزیه و تحلیل کند ، آگاهی و دانش لازم را به دست بیاورد ، اطلاعات را مورد مطالعه قرار دهد ، مشورت کند ، بیندیشد و سپس عمل کند.
در حالی که در دوران کودکی موضوع مسئله ی واکنش است یعنی طوری عمل میکند که در طبیعت اتفاق می افتد . هر عملی ، عکس العملی را به دنبال خودش دارد در حالی که درباره ی انسان این فرصت و امکان وجود دارد که با کاربرد عقل بعد از طی مراحلی ، پاسخ دهد و همان طور که گفته شد موضوع گذشته ، حال و آینده برای نوجوان اهمیت دیگری را به وجود می آورد و مطرح میکند.
غالب نوجوانان توان این را پیدا میکنند که هم خودشان و هم دیگران را در شرایط و موقعیت های مختلف ببینند و در روابط متفاوت انتظار رفتاری دگرگون را داشته باشند و توان این را پیدا میکنند که از ظاهر و موضوع های سطحی بگذرند و به باطن و عمق مطالب پی ببرند و آهسته آهسته شرایطی پیدا کنند که وقتی فرصتی پیدا میشود ، نسبت به موضوع ها و مطالبی که در اطراف انها اتفاق می افتد بیندیشند تا آنجا که نه تنها برای حل مسائل و فهم موضوع ها از قوه ی تفکر و تعقل خودشان استفاده میکنند ، حتی فرآیند به کار گرفتن فکر برای آنها فعالیتی جالب و جاذبی است و نیز تا آنجایی که سرگرمی در اندیشیدن معنا پیدا میکند ، نه در خیالبافی.
از فهم ، درک و تجسم یک احتمال به احتمالات مختلفی می رسد و امکانات متفاوت را مورد مطالعه قرار می دهد و برخی اوقات از یک حادثه به درستی ، به تعمیمی می رسد و از این تعمیم به قواعد کلی جهان پی می برد و سبب درک و کشف آن می شود. آهسته آهسته فعالیت ذهنی توان این را به آنها می دهد که به یکباره درهایی را به روی خودشان بگشایند و با شناخت و آگاهی که پیدا میکنند ، از خود و دیگران تصویر و تصور جدیدی را پیدا کنند.
اما این خطر نیز وجود دارد که به دلیل این آگاهی و شناخت تازه که مانند جرقه ای در وجود آنها عمل میکند ، تصور کنند که فقط و فقط آنها به حقیقت و واقعیت رسیده اند و یا براساس مطالعه ی موضوعی در کتابی ، تصور کنند که پاسخی کلی درباره ی هر مطلبی را یافته اند بنابراین زمانی که به تجزیه و تحلیل امور اجتماعی در طول تاریخ می پردازند با داشتن یک جمله که تاریخ ، جنگ طبقات یا جنگ تضادها و منافع است و همچنین اگر تصور کنند که توان آن را دارند که هر موضوع و مسئله ای را در چارچوب چنین طرحی ، تجزیه و تحلیل ، انتقاد و یا نقد و بالاخره قبول و یا رد کنند ، این خطر وجود دارد که ، با نگاهی بسیار ساده دلانه و ساده لوحانه باورها و اعتقاداتی پیدا کنند که در جهت پیش برد هدف ها ، به کشتن خود و حتی دیگران اقدام کنند.
منبع : کتاب پرورش ، تعلیم و تربیت 13  تا 19 سالگی
تفاوت های گذشته ، حال و آینده در ذهن نوجوان
گُمی و گیجی در نوجوانان و عوارض و آسیب های آن – قسمت اولگُمی و گیجی در نوجوانان و عوارض و آسیب های آن – قسمت اول

گُمی و گیجی در نوجوانان و عوارض و آسیب های آن – قسمت اول اگر نوجوانان از طریق آگاهی و خودآگاهی و داشتن حرمت نفس بالا و قبول و پذیرش نقش های مختلف و متفاوتی که محیط خانوادگی ، محیط آموزشی و یا اجتماع از آن ها انتظار دارد ، توفیق و تسلط لازم را پیدا نکنند ، متاسفانه گرفتار حالت گمی و گیجی در نقش و رفتار و زندگی برای همه عمر خود خواهند شد و به حالت های زیر مبتلا می شوند : گُمی و گیجی در نوجوانان و عوارض و آسیب های آن – قسمت اول


جدایی و فاصله گرفتن نوجوان از خانوادهجدایی و فاصله گرفتن نوجوان از خانواده

جدایی و فاصله گرفتن نوجوان از خانواده گاهی اوقات در این دوران بچه ها یا ظاهرا یا واقعا از ما فاصله می گیرند و این جدا شدن نه به خاطر ما بلکه در بیشتر موارد به خاطر یافتن خودشان است. از ما فاصله می گیرند تا حد و حریم خودشان را بدانند و با خودشان دور از ما و جدا از ما آشنا شوند و متوجه شوند که در چه موقعیت و شرایطی و حتی در چه مقام و مرتبه ای هستند. جدایی و فاصله گرفتن نوجوان از خانواده


نوجوان فعال ، منفعل و منحرفنوجوان فعال ، منفعل و منحرف

نوجوان فعال ، منفعل و منحرف به نظر می رسد بیشتر نوجوانان در این ایام یا فعال یا منفعل و یا متاسفانه منحرف هستند. نوجوان فعال ، منفعل و منحرف


تشخیص هویت (Identity ) در نوجوانان 13 تا 19 سال – قسمت سومتشخیص هویت (Identity ) در نوجوانان 13 تا 19 سال – قسمت سوم

تشخیص هویت (Identity ) در نوجوانان 13 تا 19 سال – قسمت سوم و مهم تر از همه موضوع توانایی آنها است که چگونه برایشان شکل و فرم گرفته است. من در محیط آموزشی ، در کارهای هنری ، در ارتباط با دیگران و در رابطه با ورزش ، از چگونه امکانات و توانایی هایی برخوردار هستم. تشخیص هویت (Identity ) در نوجوانان 13 تا 19 سال – قسمت سوم

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران