کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

2
کودک درون گرا و کودک برون گرا – بخش اول
کودک درون گرا و کودک برون گرا – بخش اول کودک آنلاین: درون گرا و برون گرا بودن در واقع موضوعی مربوط به انرژی است و این که شما از نظر ذهنی چگونه انرژی می گیرید؟ افراد برون گرا بیشتر از بودن در جمع دیگران و انجام فعالیت ها همراه با افراد دیگر، لذت می برند و انرژی می گیرند. افراد درون گرا با تنها بودن و اندیشیدن دربارۀ افکار خودشان، انرژی می گیرند.

کودک درون گرا و کودک برون گرا – بخش اول
کودک آنلاین: درون گرا و برون گرا بودن در واقع موضوعی مربوط به انرژی است و این که شما از نظر ذهنی چگونه انرژی می گیرید؟ افراد برون گرا بیشتر از بودن در جمع دیگران و انجام فعالیت ها همراه با افراد دیگر، لذت می برند و انرژی می گیرند. افراد درون گرا با تنها بودن و اندیشیدن دربارۀ افکار خودشان، انرژی می گیرند.
درون گرا یا برون گرا بودن هیچ اشکالی ندارند ولی عرف متداول جامعه خیلی سفت و سخت است و به کودکان اجازه نمی دهد تا خودشان باشند. ممکن است ما هم به عنوان والدین به خاطر عرف اجتماعی جامعه احساس فشار کنیم و از فرزندانمان بخواهیم آمطور که جامعه از آنها می خواهد، رفتار کنند.
پیغامی که بچه ها از این رفتار می گیرند این است که چیزی در وجودشان اشتباه است.
در جامعه ای که مدام افراد در معرض انگیزه های زیادی قرار می گیرند بچه های درون گرا نیاز دارند به درون خودشان رجوع کنند و زمانی را به تنهایی صرف چیزهایی که تجربه کرده اند، بکنند.
در حالی که در مقابل بچه های برون گرا تمایل دارند تا با انگیزه های بیرونی برانگیخته شوند و نیاز دارند با افراد دیگر دربارۀ این موضوعات صحبت کنند.
چون بچه های برون گرا به طور ذاتی به جهان بیرون گرایش دارند بنابراین بهترین روش های یادگیری برای آنها روش هایی است که به صورت فیزیکی و کلامی با جهان بیرون در ارتباط باشد. آنها تمایل دارند با صدای بلند حرف بزنند و آنچه را در درونشان است بیان می کنند و گاهی اوقات به ویژه در دوران کودکی، می خواهند که زیاد مورد توجه قرار گیرند.
با وجود اینکه این کودکان ممکن است زود زبان باز نکنند ولی اغلب گنجینۀ لغات زیادی دارند – لغاتی که آنها را می فهمند ولی هنوز خودشان به کار نمی برند – بنابراین هر چیزی را که به آنها گفته می شود، می فهمند.
خیلی از پدر و مادرها می گویند وقتی فرزند برون گرایشان شروع به حرف زدن کرده، دیگر متوقف نمی شده است. در حقیقت این بچه ها اصرار دارند که شنیده شوند. چون آنها بلند بلند فکر می کنند و دربارۀ افکارشان صحبت می کنند. حرف هایشان طولانی و شامل توضیحات و داستان ها است.
در ضمن چون بیشتر چیزهایی که می خواهند بگویند موقع صحبت کردن در ذهن شان مرتب می کنند اگر کسی صحبت هایشان را قطع کند یا از آنها خواسته شود منتظر باشند تا نوبت صحبت کردنشان برسد، به راحتی پیوستگی افکارشان بهم می ریزد. اغلب این موضوع برای آنها ناراحت کننده است.
به دلایل مشابه بچه های برون گرا اغلب حرف های دیگران را قطع می کنند و نمی توانند مدت زیادی طاقت بیاورند و افکار و نظراتشان را دربارۀ حرف های دیگران ابراز نکنند. به خاطر داشته باشید وقتی صحبت کردن یک کودک برون گرا را قطع می کنید مانع و مزاحم فکر کردن او می شوید.
بچه های برون گرا به جهان بیرون گرایش دارند چون باعث انگیزش بیشتر آنها می شود و آنها در جهان بیرون احساس سر زندگی بیشتری می کنند. آنها افکار درونی خود را هم با کلمات و هم با عمل نشان می دهند و در همۀ کارهایی که انجام می دهند بسیار پر انرژی، فعال و پر جنب و جوش هستند.
ممکن است به تنهایی بازی کردن برای این بچه ها تقریباً غیرممکن باشد و برای انجام کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتری دارد، مثل انجام تکالیفشان، احتیاج دارند که حداقل یک نفر در کنارشان باشد و به آنها کمک کند تا تکالیفشان را انجام دهند.
مثلاً خیلی از بچه های برون گرا ترجیح می دهند که پشت میز آشپزخانه تکالیفشان را بنویسند. اگر آنها در اتاقی تنها باشند احساس بی قراری، خستگی و آشفتگی می کنند، انرژی شان را از دست می دهند و به افراد دیگری در اطرافشان احتیاج دارند تا بتوانند هشیاری و تمرکز داشته باشند.
بیشتر مشکلاتی که بچه های برون گرا در مدرسه دارند دربارۀ تکالیف نوشتنی است که باید پشت نیمکت شان بنشینند و در سکوت آنها را انجام دهند.
پدر و مادر یک کودک برون گرا بودن می تواند کار بسیار انرژی بر و خسته کننده ای باشد. آنها انگار مقدار بیش از اندازه ای از یک چیز خوب هستند، به ویژه برای پدر و مادری که خودشان درون گرا باشند.



" پدر و مادر لایبی دخترشان را این گونه توصیف می کردند: یک جریان خیلی قوی انرژی که از افراد پیرامونش شدیداً انرژی می گرفت و وقتی که با دیگران ارتباط داشت هر لحظه جنب و جوش و هیجانش بیشتر می شد. معلم او می گفت که لایبی کلاس را بهم می ریزد و رفتار تهاجمی با همکلاسی هایش دارد.
او خیلی ناآرام بود و در انجام تکالیفش در خانه هم مشکل داشت چون نمی توانست تمرکز داشته باشد. عاقبت پدر و مادرش به او پیشنهاد کردند که تکالیفش را همراه با یکی از دوستانش انجام دهد. لایبی این کار را خیلی بهتر و راحت تر از زمانی که مجبور بود به تنهایی روی تکالیف مدرسه اش کار کند، یافت."
بچه های درون گرا برای یادگیری، اطلاعات را دریافت می کنند و مدتی روی آن فکر می کنند تا این اطلاعات را کامل کنند و تبدیل به دانسته ها، افکار و ایده های شان کنند. آنها قبل از اینکه شروع به صحبت یا عمل کنند نیاز به زمان بیشتری دارند ولی زمانی صحبت کردن دربارۀ افکارشان را آغاز می کنند که آنها را کاملاً مرتب کرده اند و شکل داده اند.
این بچه ها ترجیح می دهند ایده ها و افکارشان به طور کامل متعلق به خودشان باشد و نظرات و دخالت های دیگران را روی آن اعمال نمی کنند. همۀ بچه ها نیاز دارند و می خواهند که مورد توجه قرار گیرند و حرف هایشان شنیده شود اما ما بزرگسالان مرتباً حرف بچه ها را قطع می کنیم و سپس هنگامی که آنها چنین کاری انجام می دهند سرزنش شان می کنیم.
بچه های درون گرا معمولاً دربارۀ همه چیز گزینشی تر از بچه های برون گرا عمل می کنند. از انتخاب صحبت هایشان یا فعالیت هایی که در آنها شرکت می کنند تا افرادی که با آنها ارتباط برقرار می کنند و کارهایی که ادامه می دهند.
ولی وقتی فعالیت، سرگرمی یا کاری مورد علاقه شان باشد آن را با تمرکز و انرژی بالایی دنبال می کنند. آنها در زندگی به زمینه های خاصی توجه دارند بر خلاف بچه های برون گرا که به جنبه های مختلف زندگی گرایش دارند.
وقتی یک کودک درون گرا دربارۀ چیزی که به آن علاقه دارد و برایش مهم است یا دربارۀ آن تجربیاتی دارد صحبت می کند، خیلی سرزنده و علاقه مند خواهد بود و می توانید برق اشتیاق و هیجان را در چشمانش ببینید.
مادر جان می دانست که از نظر دیگران پسر او خجالتی و کم حرف است. جان مثل پدر درون گرایش اغلب گفتگویی درونی با خودش داشت و مجموعۀ افکار در ذهنش جریان داشت.
برای بیرون کشیدن او از دنیای درونی خودش لازم بود که مادرش چند بار او را صدا بزند، بازوی او را لمس کند یا او را به آرامی تکان بدهد. به نظر می رسد که جان نمی شنود یا اینکه عمداً مادرش را نادیده می گیرد.
مادر جان فهمید که اگرچه ممکن است گاهی جان به طور عمدی بی توجهی کند ولی اکثر اوقات جواب ندادن او به این دلیل است که بیش از حد در دنیای درونی خودش غرق شده است.  
منبع: انواع کودکان (تحلیل براساس تئوری شخصیت شناسی پروفسور کارل گوستاویونگ)
کودک درون گرا و برون گرا – بخش اول
کودک درون گرا و برون گرا – بخش دومکودک درون گرا و برون گرا – بخش دوم

کودک درون گرا و برون گرا – بخش دوم کودک آنلاین: بچه های برون گرا دوست دارند اول کاری را انجام دهند و بعد چیزهایی را که دیده اند، شنیده اند و تجربه کرده اند، منعکس کنند. ولی بچه های درون گرا ترجیح می دهند اول صبر کنند و نگاه کنند (اگر کوچک تر هستند پشت سر والدین شان قایم شده و نگاه کنند) و دربارۀ آن کار حسی پیدا کنند بعد آن کار را انجام دهند. کودک درون گرا و برون گرا – بخش دوم


کودکان حسی و کودکان شهودی – بخش دومکودکان حسی و کودکان شهودی – بخش دوم

کودکان حسی و کودکان شهودی – بخش دوم کودک آنلاین: بچه های شهودی معمولاً قوۀ تخیل قوی دارند و در به کار بردن مواد و وسایل و حل مسئله خیلی خلاق هستند. آنها اغلب افکار و ایده های زیادی دارند، از ایده های عجیب و غیرممکن گرفته تا ایده های کاملاً ابتکاری و مفید. کودکان حسی و کودکان شهودی – بخش دوم


کودکان قضاوتی و کودکان ادراکی  - بخش اولکودکان قضاوتی و کودکان ادراکی - بخش اول

کودکان قضاوتی و کودکان ادراکی - بخش اول کودک آنلاین: موضوع مورد بررسی در چهارمین بعد از ابعاد چهارگانه شخصیتی، روش های مختلفی است که انسان ها برای سازماندهی جهان اطراف شان به کار می گیرند. از این لحاظ مردم به دو گروه قضاوتی یا ادراکی تقسیم می شوند. کودکان قضاوتی و کودکان ادراکی - بخش اول


کودکان تفکری و کودکان احساسی – بخش دومکودکان تفکری و کودکان احساسی – بخش دوم

کودکان تفکری و کودکان احساسی کودک آنلاین: بچه های احساسی همۀ انتقادها را می پذیرند و برایشان سخت است که از کنار مشکلات دیگران بی تفاوت بگذرند حتی اگر به آنها گفته شود که این مشکل آنها نیست و لازم نیست خودشان را درگیر کنند. کودکان تفکری و کودکان احساسی

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران