کودک آنلاین

موضوع مقاله : تربیت و روانشناسی

دسته بندی : تربیت و روانشناسی

0
مرزهای تربیتی – قانون تحرک (1)
مرزهای تربیتی – قانون تحرک : وقتی احترام بر دوستی مقدم می‌شود، تحرک حاصل می‌شود. وقتی دوستی بر احترام مقدم می‌شود، انفعال (بی‌تحرکی) حاصل میشود. دوستی، احساسات مثبت را به‌ارمغان می‌آورد و البته تنبلی را.

مرزهای تربیتی – قانون تحرک (1)
وقتی احترام بر دوستی مقدم می‌شود، تحرک حاصل می‌شود. وقتی دوستی بر احترام مقدم می‌شود، انفعال (بی‌تحرکی) حاصل میشود. دوستی، احساسات مثبت را به‌ارمغان می‌آورد و البته تنبلی را. اما وقتی زمان کار فرامی‌رسد، کودکان بی‌نهایت نسبت به‌مراقب احساس تنفر می‌کنند.
مراقبانی که با احترام کار خود را شروع می‌کنند، می‌توانند کودکان خود را بیشتر به‌فعالیت وادارند. سپس زمانی که ساعت روشن کردن چراغ‌ها و بیدار شدن فرا می‌رسد، کمی کودکان را سرگرم می‌کنند و کودکان هم آن‌ها را بسیار دوست دارند.
در طول دورۀ رشد ما و بچه‌هایمان نیز، وضع برهمین منوال است. در ابتدا ما نسبت به‌مسئولیت‌هایمان خودمحور و منفعل هستیم. ما به‌قانون نیاز داریم (محدودیتها و پیامدها) و این باعث می‌شود که توجه ما به‌آن جلب شود؛ قانون برای آنهایی که آن را رعایت نمی‌کنند لازم است.
سپس زمانی فرا می‌رسد که تشخیص می‌دهیم قدرت برتر نیستیم و منفعل بودن برایمان رنج به‌ارمغان می‌آورد. آن وقت مشغول کار کردن می‌شویم، تلاش می‌کنیم و خداوند نیز با رحمت خود به‌ما کمک می‌کند و ما را مورد حمایت خود قرار میدهد.
موهبت فعال بودن
یکی از بزرگترین موهبت‌هایی که شما می‌توانید به‌فرزندتان ببخشید، آن است که به‌او کمک کنید تا تمایل به‌سوی فعال بودن را در وجود خود شکل دهد. فعال بودن، از همان آغاز در وجود کودک وجود دارد و او را وامیدارد که اولین حرکت را انجام دهد. یک کودک نیاز دارد درک کند که راه‌حل مشکلاتش و پاسخ نیازهای او همیشه با تلاش خودش شروع خواهد شد، نه با تلاش شخصی دیگر.
زندگی به‌فعال بودن نیاز دارد تا ما زنده بمانیم و موفق شویم. اولین گریۀ فرزندتان در بدو تولد، چیزی است که هیچ شخص دیگری نمی‌تواند به‌جای او این کار را انجام دهد. اما وقتی شما این صدای گریه را می‌شنوید، وظیفۀ خود را در این فرآیند انجام می‌دهید و به‌نیازش پاسخ می‌گویید.
در تمام مسیری که در طول زندگی طی می‌کنیم، بار مسئولیت آغاز هر چیزی برعهدۀ کودک است؛ این کودک باید به‌تنهایی آغازگر رفع تنگناهای خود باشد، حتی اگر سخت است. اما به‌خصوص در سال‌های آغازین، او عمیقاً به‌مراقبان خود وابسته است تا سرچشمه‌های حیات را در اختیارش قرار دهند.
وابستگی را با منفعل بودن اشتباه نگیرید؛ به‌طور طبیعی به‌نحوی خلق شده‌ایم که به‌نحوی فعالانه به‌خداوند و افراد دیگری که در زندگی وجود دارند، وابسته باشیم. به‌همان ترتیب فعال بودن را با استقلال اشتباه نگیرید.
افراد فعال تلاش نمی‌کنند تا هر کاری را خود انجام دهند. فعال بودن به‌معنای انجام تمام آن کارهایی است که توانایی انجام‌شان را دارید، درحالیکه جسورانه تلاش می‌کنید که دریابید کدام کار برعهدۀ شما نیست، بلکه تکمیل کنندۀ شما است.
فرزندتان نیاز دارد تا نیازهایش فعالانه شناخته شوند، در برابر آنچه که بد است اعتراض کند، تا انتها دوستی خود را حفظ کند، وظایف مربوط به‌خانه و تکالیف مدرسه‌اش را انجام دهد و به‌تدریج که بالغ می‌شود بیشتر و بیشتر سنگینی بار زندگی را بر دوش بکشد.
کودکانی که فعال هستند، فرصت مطلوبی برای یاد گرفتن نحوۀ نشان دادن واکنش صحیح به‌مرزهای خود در اختیار دارند. آنها از خواسته‌هایشان برای ضربه زدن به‌محدودیت‌ها و پیامدهایی که شما برایشان در نظر گرفته‌اید، استفاده می‌کنند و سرانجام یاد می‌گیرند به‌واقعیت‌ها بیشتر از خودشان توجه نشان دهند.
آنها با بدهی‌های کمی در زندگی مواجه می‌شوند. اما زمانی نیز فرا می‌رسد که در برابر واقعیت زانو می‌زنند و به‌تدریج نحوۀ مهار کردن جسارت خویش و اعتدال بخشیدن به‌آن را فرا می‌گیرند، به‌نحوی که آن را در چارچوب محدودیت‌های قابل قبول حفظ می‌کنند و در رسیدن به‌اهداف سازنده از آن استفاده می‌کنند.
موهبت فعال بودن غریزی که خداوند در وجود فرزندتان نهاده است، فایده‌های بسیاری برای او دارد. این ویژگی به‌او کمک می‌کند تا:
- از شکست و عواقب کارهایش عبرت بگیرد و بتواند رفتار مناسبی داشته باشد.
- این تجربه را به‌دست می‌آورد که رفع مشکلات و نیازهایش برعهدۀ خود اوست.
- نسبت به‌زندگی خود تسلط و کنترل پیدا می‌کند.
- برای مراقبت از خودش، به‌خودش وابسته می‌شود.
- از قرار گرفتن در موقعیت‌ها و روابطی که خطرناک هستند، پرهیز می‌کند.
- به‌سمت دستیابی به‌آسایش و یاری گرفتن از دیگران، در جهت برقراری روابط حرکت می‌کند.
- عشق و عواطف خود را به‌نحوی شکل میدهد که او را به‌روشهای معنی دار و مؤثر با خداوند و دیگران مربوط کند.
منبع: کودک و حد و مرزهایش
مرزهای تربیتی – قانون تحرک

مرزهای تربیتی – قانون انگیزه (2)مرزهای تربیتی – قانون انگیزه (2)

مرزهای تربیتی – قانون انگیزه : همچنان که محدودیت‌هایی برقرار می‌کنید و پیامدهایی را برای کارهای فرزندتان در نظر می‌گیرید، او تقریباً به‌طور قطع در معرض آزمایش، اعتراض و تنفر قرار می‌گیرد. هیچ‌کس دوست ندارد با چنین وضعیتی روبه‌رو شود!


مرزهای تربیتی – قانون ارزشیابیمرزهای تربیتی – قانون ارزشیابی

مرزهای تربیتی – قانون ارزشیابی : درس شماره یک در پرورش کودک و زندگی این است که رشد مستلزم رنج است. درس شمارۀ دو آن است‌که همۀ رنج‌ها منجر به‌رشد نخواهند شد. درک بازگویی تفاوت‌ها، کلید دستیابی یا از دست دادن جایگاهی است که کودک در آن قرار دارد.


مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (1)مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (1)

مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری لازم است‌که کودکان بدانند مشکلات‌شان، مشکلات خودشان است، نه شخص دیگر. زندگی آنها، واگن کوچک قرمز رنگی است که‌متعلق به‌خودشان است، وظیفۀ آنها به‌حرکت درآوردن این واگن است، بدون آنکه از شخص دیگری انتظار کمک داشته باشند.


مرزهای تربیتی – احترام گذاشتن به دیگران (1)مرزهای تربیتی – احترام گذاشتن به دیگران (1)

مرزهای تربیتی : هر کودکی که متولد می‌شود همه چیز را برای خودش می‌خواهد و توجه کمی به‌نیازهای دیگران دارد. او نه تنها همه چیز را برای خودش می‌خواهد، بلکه دیگران را هم برای خودش می‌خواهد.

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران