کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت دوم
انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت دوم والدهای ناراضی نقاط مشترک زیادی با والدهای بی‌اعتنا دارند، اما نقاط تمایزی هم بین این دو گروه دیده می‌شود. والدهای ناراضی هنگام بروز عواطف فرزندانشان به طرز آشکاری انتقادی و فاقد همدلی هستند. آن‌ها فقط عواطف منفی فرزندشان را نادیده نمی‌گیرند، انکار نمی‌کنند یا بی‌اهمیت جلوه نمی‌دهند؛ بلکه به‌طورکلی با عواطف مخالف هستند. انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت دوم

انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت دوم
والد ناراضی
کودک آنلاین: والدهای ناراضی نقاط مشترک زیادی با والدهای بی‌اعتنا دارند، اما نقاط تمایزی هم بین این دو گروه دیده می‌شود. والدهای ناراضی هنگام بروز عواطف فرزندانشان به طرز آشکاری انتقادی و فاقد همدلی هستند. آن‌ها فقط عواطف منفی فرزندشان را نادیده نمی‌گیرند، انکار نمی‌کنند یا بی‌اهمیت جلوه نمی‌دهند؛ بلکه به‌طورکلی با عواطف مخالف هستند و درنتیجه، معمولاً فرزندان آن‌ها به دلیل ابراز غم، خشم و ترس، توبیخ و تنبیه می‌شوند. والدهای ناراضی به‌جای تلاش برای درک عواطف فرزندشان، بر رفتار پیرامون عواطف متمرکز هستند. برای نمونه، اگر کودکی از خشم پایش را محکم به زمین بکوبد، ممکن است مادری بی‌آنکه بخواهد دریابد که چه چیزی فرزندش را تا این حد خشمگین کرده است، به دلیل رفتار ناخوشایند و گستاخانه او را تنبیه کند. یا ممکن است پدری، پسرش را به دلیل آزاردهنده گریه کردن پیش از رفتن به رختخواب، سرزنش کند بی‌آنکه اصلاً ارتباط بین اشک‌های پسر و ترس او را از تاریکی در نظر بگیرد.
والدهای ناراضی ممکن است باتجربه‌های عاطفی فرزندانشان بسیار مخالف باشند. آن‌ها ابتدا شرایط جانبی را می‌سنجند و سپس تصمیم می‌گیرند که چه واکنشی در قبال احساسات فرزندشان نشان دهند، یعنی او را دلداری دهند، از او انتقاد کنند یا در بعضی موارد او را تنبیه نمایند.
بسیاری از والدهای ناراضی اشک‌های فرزندشان را وسیله‌ای برای سوءاستفاده می‌بینند و این امر آزارشان می‌دهد. مادری می‌گفت هر وقت دخترم بداخلاق می‌شود و گریه می‌کند، می‌دانم می‌خواهد جلب‌توجه کند. اشک‌ها و قشقرق‌های کودکان را به این شکل در چارچوب گذاشتن، وضعیت‌های عاطفی را به جنگ قدرت تبدیل می‌کند. برخی از والدهای ناراضی شبیه بسیاری از والدهای بی‌اعتنا، از وضعیت‌های عاطفی می‌ترسند، زیرا نگرانِ کنترل خارج شدن عواطف هستند.
برخی والدین فرزندانشان را که عواطف خود را نشان می‌دهند، تنبیه می‌کنند تا آن‌ها را قوی کنند. به‌ویژه پسرهای پدرانی که از ابراز احساس خوششان نمی‌آید و باور دارند که دنیا خشن است و بهتر است پسرهایشان یاد بگیرند که بی‌عرضه و بچه‌ننه نباشند، با نشان دادن ترس یا غم در معرض تنبیه قرار می‌گیرند.
فرزندان والدهای بی‌اعتنا و والدهای ناراضی نیز شباهت‌های فراوانی به هم دارند. نتیجۀ پژوهش این بوده است که فرزندان هر دو گروه به‌راحتی نمی‌توانند به تشخیص خود اعتماد کنند. به دلیل آنکه بارها و بارها به آن‌ها گفته می‌شود که احساس‌هایشان نامناسب یا بی‌اعتبار است، با این باور بزرگ می‌شوند که آن‌ها به علت مشکل ذاتی درونی‌شان چنین احساس‌هایی رادارند.



درنتیجه، عزت‌نفس آن‌ها ضعیف می‌ماند و برای آن‌ها دشوار است که یاد بگیرند عواطفشان را تنظیم و مسائل خود را حل کنند. آن‌ها بیشتر از کودکان دیگر در تمرکز کردن، یادگیری و سازگاری با هم‌سن‌های خود مشکل‌دارند. به‌علاوه می‌توانیم فرض کنیم کودکانی که به هر شکلی برای ابراز احساسات خود تنبیه می‌شوند، به‌شدت این پیام را دریافت می‌کنند که صمیمیت عاطفی قضیۀ بسیار پرخطری است و می‌تواند به‌تحقیر، طرد، درد و خشونت بیانجامد. اگر میزانی برای اندازه‌گیری هوش عاطفی می‌داشتیم، این کودکان احتمالاً امتیاز پایینی را کسب می‌کردند.
نکتۀ عجیب و رقت‌انگیز این نتایج این است که والدهایی که به عواطف فرزندشان بی‌اعتنا یا با آن مخالفت می‌کنند، معمولاً به علت علاقۀ بسیار زیاد به فرزند، چنین رفتاری دارند. آن‌ها در تلاش برای حفظ فرزند خود از درد عاطفی، از وضعیت‌هایی که احتمالاً به دادوفریاد و گریه منجر می‌شود، اجتناب می‌کنند یا به آن‌ها پایان می‌دهند. آن‌ها به نام ساختن مردانی قوی، پسرانشان را به علت ابراز ترس‌ها یا غم‌هایشان تنبیه می‌کنند و به نام بزرگ کردن دخترانی مهربان، دخترانشان را تشویق به فروبردن خشم و پذیرش سیلی بعدی می‌نمایند. اما درنهایت همۀ این راهبردها نتیجۀ عکس می‌دهد، زیرا کودکانی که فرصت تجربۀ عواطف و برخورد مؤثر با آن‌ها را نداشته‌اند، بدون آمادگی برای رویارویی با چالش‌های زندگی بزرگ می‌شوند.
به‌طور خلاصه شیوۀ تربیتی والد ناراضی به‌صورت زیر است.
- بسیاری از رفتارهای والد بی‌اعتنا را انجام می‌دهد، اما به شیوه‌ای منفی‌تر.
- ابراز عواطف کودک را مورد قضاوت قرار می‌دهد و از آن انتقاد می‌کند.
- بیش‌ازحد بر ضرورت تعیین حد برای کودکان تمرکز می‌کند.
- بر پیروی از استانداردها یا رفتارهای خوب تأکید دارد.
- باور دارد ابراز عواطف منفی باید محدودیت زمانی داشته باشد.
- باور دارد که عواطف منفی را باید کنترل کرد.
- باور دارد که عواطف منفی نشانگر ویژگی‌های شخصیتی بد هستند.
- باور دارد که عواطف انسان را ضعیف می‌کند و بچه‌ها باید برای بقا ازنظر عاطفی محکم باشند.
- باور دارد که عواطف منفی غیرمفید و موجب اتلاف وقت هستند.
- علاقه‌مند به اطاعت کودک از مرجع قدرت هستند.
منبع: کلیدهای پرورش هوش عاطفی در کودکان و نوجوانان
انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت دوم
انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت اولانواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت اول

انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت اول بستن در بر روی احساسات منفی، الگوی رفتاری بسیاری از والدهای بی‌اعتناست که از کودکی آموخته‌اند. بزرگسالانی که توسط والدهای نیازمند یا بی‌توجه بزرگ‌شده‌اند، نیز ممکن است در رویارویی با عواطف فرزندشان دچار مشکل باشند. این مادرها و پدرها که از کودکی به نقش امدادگر عادت کرده‌اند، مسئولیت بیش‌ازحدی برای جبران هر آزردگی کودک و اصلاح هر بی‌عدالتی در حق او احساس می‌کنند. انواع شیوه‌های تربیتی فرزندان، قسمت اول


انواع شیوه‌های تربیتی در فرزندان قسمت سومانواع شیوه‌های تربیتی در فرزندان قسمت سوم

انواع شیوه‌های تربیتی در فرزندان قسمت سوم برخلاف والدهای ناراضی و بی‌اعتنا، برخی نمونه‌های پژوهش ثابت کردند که والد بی عنان پذیرای عواطف فرزندانشان هستند و با اشتیاق و بدون قید و شرط هر احساسی را که فرزند ابراز می‌کند، قبول دارند. چنین والدهایی پر از احساس همدردی برای فرزندانشان هستند و به آن‌ها می‌فهمانند که در هر شرایطی برای مامان و بابا خوب هستند. انواع شیوه‌های تربیتی در فرزندان قسمت سوم


چگونه باید فرزندم را تربیت کنم؟چگونه باید فرزندم را تربیت کنم؟

چگونه باید فرزندم را تربیت کنم؟ والدین میخواهند فرزندشان در سنین رشد صبور باشند و در مورد دیگران بهتر قضاوت کنند اما کودکان در این سن معمولا مسئولیت پذیر نیستند.ممکن است تصمیم نامناسبی بگیرند ولخرجی کنند ، مدت زیادی را بیرون از منزل به سر ببرند ، بی ادبانه حرف بزنند ، دشنام دهند ، از کلاس خاصی فرار کنند یا مسئولیتی را که بر عهده شان گذاشته شده است نادیده بگیرند. چگونه باید فرزندم را تربیت کنم؟


اشتباهات کلامی والدین در تربیت کودکاناشتباهات کلامی والدین در تربیت کودکان

اشتباهات کلامی والدین در تربیت کودکان کودکان از حدود دو و نیم سالگی سوالات زیادی از پدر و مادر خود می پرسند و میخواهند چگونگی و چرایی هرچیز را بدانند. برای مثال می پرسند: چرا شب آسمان سیاه است؟ من چطوری به دنیا آمده ام؟چرا ما به دستشویی می رویم؟ غذاهایی که میخوریم کجا می رود؟ و...؟ اشتباهات کلامی والدین در تربیت کودکان

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران
    به کانال تلگرام کودک آنلاین بپیوندید