کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
مرزهای تربیتی – قانون صراحت (1)
مرزهای تربیتی – قانون صراحت : قانون اعتراف می‌گوید که زندگی صریح و آشکار، زندگی بهتری است. کارها در یک فضای شفاف بهتر پیش می‌رود؛ حتی اگر جنبۀ منفی داشته باشد. اخبار چه‌خوب باشند چه بد، نیاز داریم از آنها باخبر باشیم.

مرزهای تربیتی – قانون صراحت (1)
گفتگوی مستقیم بهترین روشی است که می‌توان در زندگی به‌کار برد. اما بسیاری از مردم بر مبنای این شیوه با دیگران روبه‌رو نمی‌شوند؛ درعوض آنها آن شخص یا مشکل را نادیده می‌گیرند، پای نفر سوم را به‌میان می‌کشند و یا به‌کلی از آن چشم‌پوشی می‌کنند.
قانون اعتراف می‌گوید که زندگی صریح و آشکار، زندگی بهتری است. کارها در یک فضای شفاف بهتر پیش می‌رود؛ حتی اگر جنبۀ منفی داشته باشد. اخبار چه‌خوب باشند چه بد، نیاز داریم از آنها باخبر باشیم. تعارض یا احساسات منفی باعث ایجاد شکاف در ارتباط افراد می‌شود و ارتباط تنها زمانی دوباره شکل می‌گیرد که گفت‌وگویی شفاف و صادقانه بین آنها شکل بگیرد.
علاوه بر آن مردم نیاز دارند امیال، خواسته‌ها، آرزوها و احساسات خود را به‌یکدیگر انتقال دهند. باید به‌کودکانی که برای تقاضای آنچه به‌آن نیاز دارند، خجالت می‌کشند یا منفعل هستند، کمک کرد تا یاد بگیرند گفتگویی را آغاز کنند و آنچه را که می‌خواهند تقاضا کنند.
کودک منزوی‌ای که می‌خواهد مورد توجه قرار بگیرد یا آرامش پیدا کند، لازم است یاد بگیرد چگونه این احساسات را در روابط خود با دیگران بیان کند. اجازه دهید به‌برخی اصولی که به‌فرزندتان کمک می‌کند تا در روابط خود صادق و شفاف باشد، نگاهی بیندازیم:
قانون شمارۀ 1: قانون اعتراف را در مورد خودتان اجرا کنید
اخیراً یکی از همکاران و پسر دوازده ساله‌اش را ملاقات کردم. پسرش به‌شدت مشغول تمیز کردن خانه، جمع‌کردن چیزهایی که روی زمین ریخته بود و ریختن لباس‌های کثیف داخل ماشین رختشویی بود. من قبلاً او را تا این حد پرتلاش ندیده بودم. به‌همین دلیل از او پرسیدم، چه اتفاقی افتاده است.
او گفت: فکر می‌کنم به‌دردسر افتاده‌ام و برای همین دارم همه جا را تمیز می‌کنم. شاید مسئله همین باشد. ....... منظورت از اینکه شاید مسئله همین باشد، چیست؟
وقتی مامان با تلفن صحبت می‌کرد، فهمیدم که از روی دندۀ چپ بلند شده است. بنابراین باید مراقب باشم..... چه کار کردی؟ ..... نمی‌دانم، اما میدانم که اتفاقی افتاده است ...... از کجا این موضوع را فهمیده‌ای؟ ...... نمی‌دانم، فقط میتوانم حدس بزنم، آخر مثل همیشه نیست.
مشخص شد که مادرش ناراحت بود، اما نه از دست او، مادر از دست همسرش ناراحت بود. ولی موضوع ناراحت کننده این بود که کودک با دیدن ذره‌ای از ناراحتی مادر فکر می‌کرد که کار بدی انجام داده، اما نمی‌دانست چه‌کاری؟ فکر کردم چقدر این وضعیت ناراحت کننده است، بنابراین در این باره از پدرش سؤال کردم.
داستانی که من متوجه شدم این بود که مادر آنچه را که از دیگران می‌خواست، مستقیماً بیان نمی‌کرد و به‌آنها نمی‌گفت چه کار اشتباهی انجام داده‌اند و به‌همین دلیل او می‌توانست کل فضای خانه را تغییر دهد. تمام آن چیزی که آنها می‌دانستند آن بود که او از روی دندن چپ بلند شده است. خودشان باید می‌فهمیدند چه کاری انجام داده‌اند.
او با این رفتار، الگوهای بسیار زیان‌آوری را به‌پسرش آموزش میداد. اول اینکه پسر در ارتباط با رفتار خود، امنیت نداشت؛ او نمی‌دانست چه زمانی کار خوبی انجام داده است و چه وقت دچار اشتباه شده است. دوم اینکه او مورد عشق بی‌دریغ قرار نداشت.
او خیلی درگیر و نگران احساسات مادرش بود و نمی‌دانست چگونه باید با اخلاق او و روش گفتگوی غیرمستقیمی که در پیش گرفته بود، کنار بیاید. سوم اینکه او الگوهای برقراری ارتباطی را می‌دید و از آنها پیروی می‌کرد که در نهایت برای توانایی او در برقراری روابط خوب، مضر بود.
نحوۀ گفتگوی والدین، چه با یکدیگر و چه با بچه‌هایشان، نقطۀ شروع قانون اعتراف است. همان کاری را انجام دهید که می‌خواهید بچه‌هایتان یاد بگیرند. زمانی که ناراحت هستید یا با آنها مشکلی دارید نزد آنها بروید و با روش دوستانه اما صادقانه و صریح با آنها صحبت کنید.
قانون شماره 2: مرزها را مشخص کنید
کودک نمی‌تواند در خانه‌ای که قوانین و انتظارات در آن به‌وضوح تعریف نشده‌اند، شخصیتی ساختار یافته را در وجود خود پرورش دهد. زمانی که انتظارات و قوانین را برای فرزندان خود در نظر می‌گیرید، اطمینان پیدا کنید که آنها را می‌دانند. این کار فرصت‌هایی برای لحظه‌های تربیتی را در اختیارتان قرار خواهد داد.
در لحظه‌های تربیتی، زمانی به‌وجود می‌آید که هم والدین و هم کودکان، وظیفه‌شان را انجام دهند. وظیفۀ والدین ایجاد قوانین است و وظیفۀ کودک، زیر پا گذاشتن قوانین. از آن پس والدین رفتارهای کودک را اصلاح و او را تربیت می‌کنند. کودک باز هم قانون را می‌شکند و والدین پیامدها را برایش در نظر می‌گیرند و با او همدردی می‌کنند. سپس قانون تبدیل به‌واقعیت و ساختار درونی کودک می‌شود.
اما اگر قانون مشخص نباشد، تربیت انجام نمی‌شود و فرآیند از هم می‌پاشد. مطمئن شوید فرزندان‌تان می‌دانند کار غلط کدام است، تا بتوانید به‌آنها نحوۀ انجام درست آن کار را یاد دهید.
منبع: کودک و حد و مرزهایش
مرزهای تربیتی – قانون صراحت

مرزهای تربیتی – قانون صراحت (2)مرزهای تربیتی – قانون صراحت (2)

مرزهای تربیتی – قانون صراحت : کودک نمی‌تواند در خانه‌ای که قوانین و انتظارات در آن به‌وضوح تعریف نشده‌اند، شخصیتی ساختار یافته را در وجود خود پرورش دهد.


مرزهای تربیتی – قانون صراحت (3)مرزهای تربیتی – قانون صراحت (3)

مرزهای تربیتی – قانون صراحت : مشکلات را بیان کن جمله‌ای است که بعضی از والدین آن را در مورد کودکان خردسالی که ناراحتیهای خود را شرح نمی‌دهند، مفید می‌دانند. رفتار کودک یک روزه تغییر نخواهد کرد. دو اصل را به‌خاطر داشته باشیم: ابراز علاقه و نیاز به‌گفتگو.


مرزهای تربیتی – قانون کاشت و برداشت (2)مرزهای تربیتی – قانون کاشت و برداشت (2)

مرزهای تربیتی : هدف این نیست که کودکان را کنترل کنید تا هر آنچه را که شما می‌خواهید انجام دهند. هدف این است که به‌آنها حق انتخاب بدهیم تا آنچه را که می‌خواهند انجام دهند و انجام کار اشتباه برایشان چنان ناراحت کننده باشد که دیگر نخواهند آن کار را انجام دهند.


مرزهای تربیتی – قانون تحرک (1)مرزهای تربیتی – قانون تحرک (1)

مرزهای تربیتی – قانون تحرک : وقتی احترام بر دوستی مقدم می‌شود، تحرک حاصل می‌شود. وقتی دوستی بر احترام مقدم می‌شود، انفعال (بی‌تحرکی) حاصل میشود. دوستی، احساسات مثبت را به‌ارمغان می‌آورد و البته تنبلی را.

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران