کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
علت عصبانی شدن والدین از کودکان
عصبانی شدن والدین : مشخص شدن دلایل عصبانیت ما از دست کودکان‌مان، کمک کننده است. فهم دلایل زیربنایی خشم، اولین گام در مهار عواطف خشم‌آلود ما و حرکت به‌سوی پیشگیری و حل آن است.

علت عصبانی شدن والدین از کودکان
مشخص شدن دلایل عصبانیت ما از دست کودکان‌مان، کمک کننده است. فهم دلایل زیربنایی خشم، اولین گام در مهار عواطف خشم‌آلود ما و حرکت به‌سوی پیشگیری و حل آن است. اجازه دهید برخی از رایج‌ترین منابع خشم والدین را بررسی کنیم.
تربیت کار پیچیده‌ای است که هرگز تمامی ندارد – بیست و چهار ساعت شبانه‌روز، هفت روز هفته با چند وقفۀ محدود برای خوردن چای یا قهوه و هیچ تعطیلی. حتی زمانی که کودکان‌مان در کنار ما حضور ندارند، اغلب، افکار و انرژی ما صرف آنها می‌شود.
به‌نظر می‌رسد ما باید مرتب مشکل مشابهی را اداره کنیم، با این وجود هرگز واقعاً حل نمی‌شود. علاوه بر آن، همچنان که در هر مرحلۀ جدید از رشد کودک‌مان مهارت می‌یابیم و یا همچنان که در نهایت مشکل فعلی تربیت کودک را حل می‌کنیم، به‌اطراف برگشته و متوجه می‌شویم که مشکل دیگری از راه رسیده است. هر کاری با این وسعت، عواطف بیشماری از جمله خشم را ایجاد خواهد کرد.
فقدان آموزش کافی
به‌رغم اینکه تربیت کودک، کار دشوار و پیچیده‌ای است، اما با آموزشهای واضحی همراه نیست. حتی اگر کتابهای تربیتی را خوانده و در کلاس شرکت کنید، هر کودکی به‌شیوۀ منحصربه‌فرد خود واکنش نشان داده و موضوعات خانوادگی از روزی به‌روز دیگر تغییر می‌کند.
بنابراین، صرف‌نظر از میزان آمادگی‌تان، تربیت مانند آموزش ضمن خدمت بوده و همواره رو به‌تغییر است. به‌همین دلیل ما اغلب احساس می‌کنیم که گویی به‌دنبال یک هدف متحرک می‌دویم. فقدان آموزش لازم برای این کار عظیم، می‌تواند احساس عدم اطمینان را در ما به‌وجود آورده و سبب احساس درماندگی ما شود. اینکه به‌زور تلاش کنیم امور را مطابق با افکارمان پیش ببریم، خود را به‌سوی خشم سوق داده‌ایم.
فقدان حمایت
در دوران گذشته، خانواده‌ها بزرگتر بودند و افراد معمولاً تمام عمر خود را در همان منطقه باقی می‌ماندند. بنابراین، والدین کم سن و سال، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه و خاله، عمو و دایی، خواهر و برادر و دوستان نزدیک داشتند که به‌آنها در نقش جدیدشان به‌عنوان والدین کمک می‌کردند.



زمانی که مشکلی رخ میداد، افراد زیادی بودند که بتوان برای کمک به‌آنها رجوع کرد. همراه با واحدهای خانوادگی کوچکتر امروزی و جابجایی فزاینده، اعضای خانوادۀ گسترده، نزدیک همدیگر نیستند و حتی ممکن‌است در قاره‌های مختلفی زندگی کنند. جابجایی‌های مکرر، بدین معناست که حفظ دوستی‌های نزدیک، سخت‌تر است.
علاوه بر آن، بسیاری از خانواده‌ها را فقط یکی از والدین سرپرستی می‌کند و همین مسئله علاوه بر بارِ حمایت مالی خانواده، مسئولیت همۀ امور تربیتی و وظایف خانواده را بر دوش یک نفر می‌گذارد. فقدانِ حمایت و فشار فزاینده، شرایط را برای استرس و خشم بیشتر آماده می‌کند.
انتظارات غیرواقع‌بینانه
در سه وضعیت ممکن‌است انتظارات ما با زندگی واقعی تناسب نداشته باشد. اولین مسئله، بینش کلی ما نسبت به‌زندگی خانوادگی است. والدین، اغلب حتی قبل از به‌دنیا آمدن فرزندشان، تصویری از خانواده در ذهن خود مجسم می‌کنند. طی دوران بارداری و یا حتی فرآیند فرزندخواندگی، والدین دربارۀ آیندۀ خانوادۀ خود رویاپردازی می‌کنند.
این رویاپردازی بر لذت مورد انتظار از تربیت فرزند تمرکز دارد و به‌ندرت شامل امور ناخوشایند و یا روزمره می‌شود – که بخش مهمی از زندگی واقعی را تشکیل می‌دهند.
واقعیت اغلب درست از همان اول، از انتظارات تغییر مسیر میدهد-  یک زایمان سخت، افسردگی پس از زایمان، تاخیر فرآیند فرزندخواندگی، بی‌خوابی، داشتن یک کودک مبتلا به قولنج و غیره.
حوزۀ دیگری که انتظارات درست از آب درنمی‌آید، مربوط به‌وضعیت‌های منضبط کردن روزانه و رفتار است. هرچند کودکان زیادی را طی زندگی خود دیده‌ایم که از خود کج خلقی نشان می‌دهند، هرچند ما شاهد حاضرجوابی کودکان به‌والدین‌شان بوده‌ایم، هرچند می‌دانیم که کودکان بهانه‌گیری کرده، نق زده و دعوا می‌کنند و هرچند، هریک از ما خود در کودکی رفتارهای نامناسبی داشته‌ایم، تا حدودی در ذهن ناخودآگاه خود این امید را داریم که کودک من متفاوت خواهد بود.
ما فکر می‌کنیم اگر کودکان‌مان را به‌اندازۀ کافی دوست داشته باشیم، او نیز همیشه دوست داشتن خود را با انسان خوبی بودن نشان خواهد داد. بنابراین زمانی که کودک‌مان کج‌خلقی می‌کند، غذا را روی زمین می‌ریزد و یا عمداً قوانین را نقض می‌کند، ما از تفاوت عظیم بین انتظارات و واقعیت بهت زده می‌شویم.
این تفاوت موجود بین انتظارات و واقعیت، حفره‌ای را ایجاد می‌کند که نادانسته با خشم پر می‌شود. هر اندازه که این حفره بزرگتر باشد، فضای بیشتری برای خشم وجود خواهد داشت. به‌عبارت دیگر، هرچقدر واقعیت موجود از انتظارات‌تان فاصلۀ بیشتری داشته باشد، احتمالِ اینکه شکاف موجود با خشم و یا سایرعواطف ناخوشایند پر شود، بیشتر خواهد بود.
منبع: انضباط بدون گریه
عصبانی شدن والدین
واکنش والدین در هنگام بروز عصبانیتواکنش والدین در هنگام بروز عصبانیت

واکنش والدین در هنگام بروز عصبانیت عصبانیت بدون هیچ گونه اخطار و نشانه ای از قبل ، ناگهان در ما به وجود می آید و خود را آشکار می سازد. شما به عنوان والدین ممکن است توسط فرزند نوجوان تان عصبانی شوید و او این حس را در درون شما برانگیزاند و شما نیز مرزها را زیر پا گذاشته و با کلمات و یا حرکاتی فیزیکی از روی عصبانیت ، واکنش نشان دهید. واکنش والدین در هنگام بروز عصبانیت


پرسش های کودکانه – از دستم عصبانی هستی؟پرسش های کودکانه – از دستم عصبانی هستی؟

پرسش های کودکانه – از دستم عصبانی هستی؟ کودک آنلاین: میریام، مادر جونا (5 ساله) و نوا (8 ساله)، به من گفت که بچه هایش هر روز این سؤال را می پرسند. "این سؤال دیوانه ام می کند چون بعضی وقت ها آنقدر می پرسند که شک می کنم سؤال شان واقعاً از سر نگرانی باشد؛ شاید عادت کرده اند هی بپرسند".


پرهیز والدین از گفتن عبارت پرهیز والدین از گفتن عبارت " با من بحث نکن "

پرهیز والدین از گفتن عبارت " با من بحث نکن " کودک آنلاین: در صحبت با فرزندتان عبارات مشخصی وجود دارد که باید از مجموعۀ پاسخ هایی که به کار می برید، حذف شود؛ یکی از آنها با من "بحث نکن و جواب نده" است. پاسخ های مشابه به سؤالات و اظهارنظرهای فرزندتان از این قرار است: " وقتی بزرگ تر شدی بهتر می فهمی "،


تسلط والدین بر خشم خود – بخش اولتسلط والدین بر خشم خود – بخش اول

این برای هر پدر و مادری اتفاق می‌افتد: اوقات خوشی دارید و احساس می‌کنید در اوج دنیا قرار دارید. آرام و صبور هستید و با شما بودن سرگرم کننده است. سپس ناگهان، بدون هشدار، شروع به‌تغییر می‌کنید.

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران
    به کانال تلگرام کودک آنلاین بپیوندید