کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت اول
نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت اول امروز سخن از سقفی است که بر روی خانه ی پرورش ، تعلیم و تربیت است. میتوانیم این سقف را در مرحله ی اول به عنوان انضباط بشناسیم و در مرحله ی دوم ، همراه با این انضباط ، مفهوم نظم را داریم و بالاخره در کنار نظم و انضباط ، مسئله ی آرامش است. به بیان دیگر سقف این خانه (( نظم ، انضباط و آرامش )) می باشد. در حالی که کفِ آن (( عشق ، محبت و نوازش )) است. نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت اول

نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت اول
امروز سخن از سقفی است که بر روی خانه ی پرورش ، تعلیم و تربیت است. میتوانیم این سقف را در مرحله ی اول به عنوان انضباط بشناسیم و در مرحله ی دوم ، همراه با این انضباط ، مفهوم نظم را داریم و بالاخره در کنار نظم و انضباط ، مسئله ی آرامش است. به بیان دیگر سقف این خانه (( نظم ، انضباط و آرامش )) می باشد. در حالی که کفِ آن (( عشق ، محبت و نوازش )) است.
انضباط ، اولین سقف خانه ی پرورش ، تعلیم و تربیت :
لغت انضباط : به معنی آموختن و آموزش است ، بنابراین اگر در این تعریف و تعبیر ، من و شما با آن برخوردی می کنیم ، درست می باشد. حال آن که متاسفانه در بسیاری از جوامع ، لغت انضباط ، به معنی فرمانروایی ، فرمان صادر کردن ، قدرت نمایی و به نوعی همان کنترل کودک و در صورت ضرورت ، تنبیه کودک می باشد.
به طوری که وقتی گفته می شود بچه ها بالاخره باید انضباط داشته باشند و یا گفته می شود که (( دیسیپلین )) یا به زبان انگلیسی ( Discipline ) بشوند ، غالب اوقات هدف این است که باید کنترل ، محدود ، محروم و تنبیه شوند.
در این صورت به هیچ وجه مفهوم درست و دقیق انضباط را مورد استفاده قرار نمی دهیم و حال آن که مفهوم انضباط به معنی آموختن است. زمانی شما میتوانید بگویید که فرزند من ، منضبط است و من به عنوان پدر و مادر ، کار انضباط را به سامان رسانده ام که آن را به عنوان آموزش تلقی کنید.
انضباط دارای پنج پایه و اساس محکم می باشد :








( مورد اول ) -  درک واقعیت و کشف حقیقت :
به این معنا که شما روزی میتوانید درباره ی انضباط صحبت کنید که همه ی توان و نیروی خودتان را به کار گرفته اید تا بتوانید به کودک خود واقعیت را آموزش و نشان دهید و او را علاقمند به درکِ واقعیت و تحقیق در این زمینه کنید.
کودکی که مایل است دقیقا بداند و بفهمد . کودکی که با حدس و گمان زندگی نمی کند. کودکی که مانند بسیاری از ما با اغراق ، با بزرگ کردن ، ده برابر و صد برابر کردن موضوعات برخورد نمی کند.
روزی که به او گفتید : (( آیا مهمان ها آمدند یا نه ؟)) ، روزی که به او گفتید : (( چند نفر آمدند؟)) ، دقیقا آنها را می شمارد ؛ نه این که به یکباره بگوید صدها نفر ، هیچ کس یا همه آمدند و یا همان گونه که من و شما به عنوان پدر و مادر ، وقتی که فقط دو سه بار به فرزندمان حرف می زنیم ، به او خواهیم گفت که : صدبار به تو گفتم ، یا هزار بار به تو گفتم و یا اگر پنج دقیقه منتظر کسی بودیم ، بیان می کنیم که : (( دو ساعتِ  که من اینجا منتظر شما هستم )).
این نوع نگاه ویرانگر و نابود کننده است . به بیان دیگر ، درک واقعیت و کوشش برای ان که فرزند ما با آنچه که هست ، آشنا شود و سپس بتواند آن را درست بداند یا نداند ، دوست داشته باشد یا نداشته باشد  و در پی تغییر آن باشد ، مطلب دیگری است.
اما این که چون من دوست ندارم و درست نمی دانم ؛ پس واقعیت را واژگون کنم ، ده نفر را صد نفر ، صد نفر را ده نفر بگویم و چون میل و خواسته و آرزوی من چنین است ، حمله به اساسی ترین موضوع انضباط است که درک واقعیت است.
بنابراین واقعیت ، چیزی که هست و حقیقت آن چیزی است که باید باشد. از جانب دیگر من باید بعد از این که کودکم را با واقعیات آشنا کردم ، به او کمک کنم تا بداند : (( آنچه که باید باشد؛ چه باید باشد؟ )) .
در نتیجه اگر در جهانی هستیم که جنگ می باشد و واقعیت است صلح حقیقت است. اگر در دنیایی هستیم که دشمنی واقعیت است ، دوستی حقیقت است و اگر در این زمینه به او کمک کنیم از یک طرف او را برای درک واقعیت کمک کرده ایم و از جانب دیگر او را متوجه حقیقتی کرده ایم که من و شما در ذهن خود داریم و یا آرزوی آن را می کنیم.
واقعیت ( Reality ) ، عینیت ( Objectivity ) ، ذهنیت ( Subjectivity  )
در اینجا نکته ی مهم دیگری مطرح می باشد. از آنجا که ما با ابزار و وسایلمان ، جهان را می بینیم ، در نتیجه واقعیت ، آن زمانی که حتی با دقت کامل هم مورد توجه قرار می گیرد ؛ در تحلیل نهایی ، در ذهن ما معنا و مفهوم پیدا می کند و آن زمان که به ذهن آمد ، ذهن به دو گونه میتواند در ارتباط با این واقعیت باشد : یکی این که این واقعیت را تا آن جا که ممکن است با دقت و اندازه ی لازم ببیند.
و دوم در حالی که من و شما واقعیت را به درون برده ایم و در این زمینه بسیار دقیق بوده ایم ؛ واقعیتی که (Reality ) می باشد ، در ذهن ما به عینیت یعنی (Objectivity ) تبدیل می شود. به همین علت است که براساس ملاک ها و میزان هایی که داریم جهان واقعی را افراد مختلف می توانند متفاوت درک کنند و یا ابراز کنند.
وقتی که چند نفر به حادثه ای نگاه می کنند ، وقتی که ده نفر به سخنی توجه می کنند ، هر کدام از آنها حتی هنگام دقت ، برداشت و دریافت متفاوتی دارند. بنابراین من و شما را با این موضوعِ بسیار مهم رو به رو می کند که در حالی که کوشش برای درک واقعیت است ، این واقعیت در مفهوم دقیقِ خودش در ذهن به عینیت تبدیل میشود.
اما کسانی هستند که واقعیت را با دقت ، به درون مخابره نمی کنند ، و در ذهن خود با دخالت ، با تفسیر و با تعبیر ، واقعیت را از عینیت دور کرده و به ذهنیت یعنی ( Subjectivity ) می کشانند. به طوری که نظر و حرفی که می زنند ، هیچ شباهتی با واقعیت و یا نگاه دقیق دیگران ندارد.
در حالی که از موضوع واقعیت ، عینیت و ذهنیت با خبر هستم ، کوشش پدر و مادر باید این باشد که واقعیت و حقیقت را با توجه به مفهوم عینیت و ذهنیت ، به فرزند خودشان آن گونه که شایسته است منتقل کنند.
( مورد دوم ) پذیرش متناسب با مسئولیت :
به این معنا که کودک باید از سه سالگی بپذیرد که در این جهان فقط مهمان نیست بلکه صاحب خانه نیز هست و در بسیاری از فعالیت های زندگی خود ، باید شرکتی فعالانه داشته باشد . به بیان دیگر ، پدر و مادر باید کمک کنند که فرزندشان هر اندازه ناقص ، هر اندازه آهسته ، هر اندازه با اِشکال ، کارهایی را که میتواند ، برای خودش و حتی کمی برای دیگران انجام بدهد.
منبع : کتاب فلسفه و هدف های پرورش تعلیم و تربیت دوران بارداری مادر
نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت اول
نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت دومنظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت دوم

نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت دوم مثال : پدر و مادر میتوانند از کودک بخواهند که در 3 سالگی اتاق خود را مرتب کند. اسباب بازی را سرجای خودش بگذارد. او را کمک کنند که رختخواب خود را به صورتِ درستی چیدمان کند. با دستور دادن و با فرمان ، چنین کاری صورت نخواهد گرفت ، بلکه کاری که پدر و مادر می کنند این است که با فرزندشان به اتاق میروند و می گویند : (( بگذار اسباب بازی هایت را مرتب کنیم )). نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت دوم


نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت سومنظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت سوم

نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت سوم همان طور که می دانید وقتی صحبت از سقف خانه ی تربیت است ، منظور نظم ، آرامش و انضباط می باشد. لغت انضباط به معنی آموزش است و وظیفه ی پدر و مادر کمک به فرزندشان می باشد که به درک واقعیت و کشف حقیقت برسند. همچنین مسئولیت باید توسط فرزند شناخته و پذیرفته شود. نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت سوم


نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان -  قسمت چهارمنظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت چهارم

نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت چهارم در طول تاریخ ، دانه هایی که باغبانان و کشاورزان کاشته اند ، در شرایط عادی و معمولی ، از هر 100 دانه ای ، بیش از 95 درخت و بوته به وجود آمده است. اما متاسفانه ، از هر صد انسانی که به دنیا آمده اند ، در دوره ی ما که شاید در این زمینه بهترین باشد ، دو نفر به کمال خودشان می رسند و مابقی در این راه متوقف میشوند. نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان - قسمت چهارم


نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان – قسمت پنجمنظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان – قسمت پنجم

نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان – قسمت پنجم همان طور که می دانید سقف خانه ی پرورش ، تعلیم و تربیت ، انضباط می باشد. سقف این خانه بعد از انضباط ، با نظم همراه خواهد بود. این نظم موجب خواهد شد آنچه که در بیرون می باشد ، به درون و داخل ریخته نشود . مگر این که موافق باشیم ، که از در ، برای این ورود باید استفاده کرد تا این که از آسمان بر خانه ی من و شما ، آنچه که نباید فرود آید. نظم و آرامش سقفی برای تربیت کودکان – قسمت پنجم

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران
    به کانال تلگرام کودک آنلاین بپیوندید