کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش اول
نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش اول امروزه می دانیم که احتیاج و نیاز انسان، بیش از هر چیز دیگر، تعریف کنندۀ انسان است. شما به ما بگویید که به چه چیزهایی محتاج هستید و آنها را چگونه برآورده می کنید؟ ما بیش از هر زمان دیگر شما را می شناسیم. نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش اول

نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش اول 
این مطالب در چارچوب فلسفه و هدف های پرورش، تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان است و امیدواریم که توضیحات بسیار کلی، نظر شما را به موضوع و اهمیت آن جلب کند.
•    نیازمند بودن کودک
امروزه می دانیم که احتیاج و نیاز انسان، بیش از هر چیز دیگر، تعریف کنندۀ انسان است. شما به ما بگویید که به چه چیزهایی محتاج هستید و آنها را چگونه برآورده می کنید؟ ما بیش از هر زمان دیگر شما را می شناسیم. یعنی این بهترین راه شناخت انسان است و می دانیم انگیزه و هدف بیش از هر چیز دیگر به موضوع و مسئلۀ احتیاج مرتبط است.
به یاد داشته باشیم:
نیازمند بودن و مورد نیاز دیگران بودن، یک احساس خوب، اخلاقی و انسانی است. متاسفانه در بسیاری از فرهنگ ها به خاطر برخورد بد و غلط پدر و مادر و اشتباه آنها، در کودکی انسان ها به این نتیجه رسیدند وقتی که نیازمندند، انسان های بدی هستند. از اینکه نیاز خودشان را بگویند، گرسنه و تشنه هستند، خجالت می کشند.
از بودن و از حالت خودشان رنج می برند و متاسفانه زمینه ای را فراهم می کنند که من و شما در بزرگسالی نه تنها قادر به ارضاء نیازهای واقعی و حقیقی خودمان نباشیم، حتی به خاطر داشتن آن نیازها و یا ارضاء آنها، احساس درد و رنج و اذیت و آزار کنیم.
به همین علت است که امروز به پدر و مادران گفته می شود که باید نیاز کودک را با مهربانی و با آرامش برآورده ساخت و منتی بر سر آنها نگذاشت، بلکه بچه ها از رسیدن به نیازشان برای خود و در خودشان احساس لذت و رضایت کنند.
•    نفهمیدن
ما باید قبول کنیم که کودک ما نمی فهمد و باید بدانیم که کودک، در مسیر رشد خود تا هیجده سالگی از چهار مرحله 2 سالگی، 7 سالگی، 11 سالگی و 18 سالگی می گذرد و چهار موجود مختلف و متفاوت خواهد بود.
ما باید بدانیم وقتی که کودک نمی فهمد و او را سرزنش کنیم، دو اتفاق می افتد:
یکی اینکه تمام سیستم خودش را متوقف و منجمد می کند و میلی به فهمیدن، دانستن و آگاهی نخواهد داشت؛ یا اگر این آسیب شدید باشد که در مواردی دیده می شود، تنها چیزی که به دنبال آن هست، فهمیدن است. یعنی فقط می خواهد بداند و حتی از دانستۀ خودش استفاده نمی کند.
•    نتوانستن
باید قبول کنیم که کودک ما نمی تواند. باید بپذیریم که دانایی، نیروی بالقوه توانایی است. در دنیای امروز تنها، دانایی کافی نیست. زیرا دانایی نیروی بالقوه توانایی است و باید به کاربرد و کارکرد پدیده ها نیز توجه داشت. روزی که فرزند ما نمی تواند؛ در بسیاری از موارد به خاطر این است که می داند اما طریقۀ پیاده کردن آگاهی خودش را ندارد.
وظیفۀ من و شما ایجاد چنین ارتباطی از مرحلۀ ذهن و دانایی به عمل و توانایی است و باید در این باره، هم مدل و الگویی برای او باشیم و هم به او فرصت بدهیم که اگر نمی تواند و واقعاً نمی تواند، خاطر او را آسوده کنیم که هیچ عیبی، هیچ ایرادی، هیچ اشکالی به هیچ شکل و فرمی ندارد.



•    فراموش کردن
کودکان به دلایل بسیاری فراموش می کنند و یا احتمالاً یاد نمی گیرند. کودک در بسیاری از موارد مانند افراد سالخورده است. به این معنا که ضبط نمی کند؛ ثبت نمی کند، به حافظه نمی فرستد، زیرا انرژی روانی برای آن مصرف نمی کند. مانند بزرگسالانی که برخی از اوقات حتی دو یا سه ساعتی بعدازظهر با این پرسش روبه رو می شوند که آیا نهار را خورده ام یا نه؟
کودک نیز در بسیاری از موارد چنین است. از طرف دیگر، کودک با این مسئله و مشکل روبه رو است که وقتی اطلاعات به ذهن او سرازیر می شود، چون درهای مغز او همه باز است، به یک باره به درون او ریخته می شود و در بسیاری از موارد، چاره ای جز بستن همۀ درها ندارد تا بتواند آن را در جای خودش قرار دهد.
ریشۀ خواب صبح یا بعدازظهر نوزاد یا شیرخواره یا حتی نونهال از همین جاست که دنبال فرصت و بهانه ای می گردد که اطلاعات به دست آمده را در جای خودش قرار دهد. بنابراین بچه ها بعد از مرحله و دورانی، کاملاً ارتباط با دیگران و یا درک و فهم را متوقف می کنند.
به همین دلیل فراموش کردن، عادی است و گم کردن اشیاء از آن عادی تر. همۀ کسانی که صاحب فرزندی هستند، می دانند که چقدر راحت و آسوده، بچه ها، تکلیف مدرسه ای را که آن همه برایش زحمت کشیده اند، به مدرسه نبرده اند و یا کفش و لباس دلخواهی دارند، اما آن را در زمین ورزش جا گذاشته اند و آمده اند.
•    نخواستن
نخواستن حق هر موجودی است. حتی اگر موضوع و مطلبی درست باشد، انسان اجباری ندارد که آن را بخواهد. بنابراین به صرف این که کاری خوب است یا درست است و به صرف اینکه پیشنهادی مفید و جالب است، باز فرزند من و شما حق دارد که نخواهد.
این غذا را نخواهد و یا نخواهد که برایش گرم کنیم. این لباس مناسب را نخواهد و همان لباس قدیمیِ کهنه را می خواهد. کفشی که خودش دوست دارد را می خواهد، تا اینکه احتمالاً انتخاب شما باشد.
بنابراین در یک چنین شرایطی است که علاوه بر اینکه به عنوان موجودی که برایش کوشش می کنیم تا به استقلال و ازادی برسد، نخواستن او را نیز باید کاملاً عادی و طبیعی بدانیم و معنای نخواستن این نیست که بی اعتنا است، بی توجه است، بی احترامی می کند یا دشمنی می کند.
•    کنجکاو بودن
مطالعات علمی نشان می دهد که حتی حیوانات، آن زمان که به هیچ چیز احتیاج ندارند، یا به غذایی احتیاج ندارند، همچنان کنجکاوی دارند و مایلند محیط اطراف خودشان را بشناسند. کودکِ باهوش به دلیل کنجکاوی و میل به دانستن و بهره برداری از آن، حتماً کنجکاوی فوق العاده دارد.
به همین علت وقتی که فرزند 12 یا 14 ماهۀ شما به راه می افتد، به هر جا سر می کشد، همۀ درها را باز می کند، همه چیز را بیرون می ریزد، وسایل آشپزخانه در وسط آشپزخانه است و در تمام این مراحل میل او به جهت یافتن و کشف جهان است که باید مورد حمایت و محبت قرار بگیرد.
کودک را باید به هر نوع کنجکاوی تشویق کرد و هرگز او را باز نداشت. مخصوصاً آن زمانی که به حریم و حقوق و سهم دیگران تجاوز نمی کند.
•    پرسیدن
بسیاری از پدر و مادرها، شکایت می کنند که فرزندشان بسیار می پرسد. کودک حتی در روز هزاران هزار سؤال دارد که برخی را خود پاسخ می دهد و هزارتای آن را به سمت شما می آورد
پدر و مادری، داشتن زبان گویا نیست بلکه دو گوش شنوا است و به همین علت نه تنها او را برای سؤالش نباید سرزنش کرد، بلکه باید مورد حمایت و تشویق قرار داد و با پرسش های مکرر، ذهن او را روشن، مطلب را برای خودش آشکار و در بسیاری از موارد بعد از آن که همۀ اطلاعات داشته را با شما در میان گذاشت، از او پاسخ را باید پرسید که: به نظر تو جواب این سؤال خودت چه خواهد بود؟
بنابراین پدر و مادر باید پاسخی کوتاه، مناسب با سن و درک و فهم کودک، برای سؤالات او داشته باشند اما در حالی که به او پاسخ می دهند، ذهن او را به جهت پرسش های بعدی آماده کنند.
منبع: فلسفه و هدف های پرورش، تعلیم و تربیت، دوران بارداری مادر
نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش اول
نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش دوم    نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش دوم

نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش دوم بسیاری از مردم، این توجه خواستن را معادل محبت و مهربانی می دانند. بسیاری از آنها که در کودکی مورد بی توجهی قرار گرفته اند و امروز فقط توجه را می خواهند و آن زمانی که از جانب همسر که چه بسا سخت او را دوست دارد، اگر آن توجه لازم را نگیرد، احساس می کند که دوستی در میان نیست.


نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش سومنکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش سوم

نکاتی در مورد تعلیم و تربیت کودکان – بخش سوم انسان سالم به دنبال تفاوت ها و اختلاف هاست. زیرا تفاوت و اختلافات برای او آزاردهنده و گرفتار کننده نیست. تفاوت و اختلاف برای او تنوع است، زیبایی است. چالشی است و مبارزه ای است که در مقابل خود دارد و فرصتی است که به جهت تحقق خود پیدا می کند، پس به همین دلیل باید به فرزندانمان اجازه بدهیم که مختلف و متفاوت باشند.


نقش پدر در تربیت کودک – از تولد تا یکسالگینقش پدر در تربیت کودک – از تولد تا یکسالگی

نقش پدر در تربیت کودک – از تولد تا یکسالگی تربیت کودک از نخستین ماه های زندگی او شروع میشود. تربیت اساسا نوعی از رفتار با کودک و ایجاد فضایی در خانه ی شماست که ضرورت تنبیه را کم می کند. اگر تنبیه ضروری باشد باید به نحو مقتضی انجام گیرد. نقش پدر در تربیت کودک – از تولد تا یکسالگی


دو جنبۀ تربیتدو جنبۀ تربیت

دو جنبۀ تربیت کودک آنلاین: جیمی ریزر در کتاب خود، تربیت کودکانی که بتوان با آن‌ها زندگی کرد، ماهیت دوگانۀ نقش تربیت را بیان می‌کند. یک روی تربیت جنبۀ شخصی آن است و روی دیگر آن جنبۀ حرفه‌ای آن. دو جنبۀ تربیت

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران