کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

2
اگر کودکان با صداقت زندگی کنند ، درستکاری را می آموزند.
اگر کودکان با صداقت زندگی کنند ، درستکاری را می آموزند. کودک آنلاین: آموزش صداقت را می توان مشکل ترین کار آموزشی به شمار آورد؛ زیرا در حالی که بیشتر پدر و مادرها قبول دارند که درستی و صداقت از ویژگی های مهم زندگی کودکان است، واقعیت این است که ما خود به درجاتی، کم و زیاد، در زندگی روزمره صادق و روراست نیستیم.

اگر کودکان با صداقت زندگی کنند ، درستکاری را می آموزند.
کودک آنلاین: آموزش صداقت را می توان مشکل ترین کار آموزشی به شمار آورد؛ زیرا در حالی که بیشتر پدر و مادرها قبول دارند که درستی و صداقت از ویژگی های مهم زندگی کودکان است، واقعیت این است که ما خود به درجاتی، کم و زیاد، در زندگی روزمره صادق و روراست نیستیم.
تصمیم گیری دربارۀ چگونگی، زمان و درجۀ اهمیت صداقت مسئله ای بسیار پیچیده و کاملاً شخصی است. برای مثال، برخی از پدر و مادرها، گاهی اوقات برای اینکه بلیت رایگان یا با تخفیف برای سوار شدن به هواپیما یا ورود به سینما برای فرزندان خود تهیه کنند، در مورد سن آنان دروغ می گویند. بعضی دیگر به هیچ وجه چنین کاری نمی کنند.
وقتی دانستن اینکه چه زمانی گفتن همۀ حقیقت درست است و چه وقت بهتر است حقیقت را پنهان ساخت یا حتی دروغ گفت، برای بزرگسالان ساده نیست، می توان تصور کرد دانستن این مسئله تا چه حد برای کودکان گیج کننده خواهد بود.
آنان می دانند ما برای صداقت ارزش قائلیم و از آنان انتظار داریم راستگو باشند، با این حال تناقض رفتار و گفتار ما را می بینند و می فهمند، در بعضی موقعیت ها به نظر می رسد راستگویی آنان ما را دستپاچه می کند. ما چگونه می توانیم اهمیت صداقت را به آنان بیاموزیم و در عین حال، پیچیدگی آن را به آنان بشناسانیم؟
حقیقت موضوع
ما می توانیم در ابتدا به فرزندانمان بیاموزیم که صداقت و راستگویی وجوه گوناگون یک امر واحدند. صداقت طیف وسیعی از رفتار ما را شامل توانایی مان برای دیدن و تجربۀ چیزها همانگونه که هستند – بدون تحریف، اجتناب و تکذیب یا تاثیر دادن تمایلات ذهنی – شامل می شود.
به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند، می توانیم به آنان در بالا بردن قدرت تشخیصشان کمک کنیم، به طوری که بتوانند تصمیم بگیرند در پاره ای موارد و با توجه به زمان و مکان از گفتن حقیقت، یا دست کم همۀ حقیقت، خودداری کنند.
افزون بر این، لازم است آنان تفاوت میان دروغ و دروغ به اصطلاح مصلحت آمیز را بشناسند. دروغگویی صفتی فریبکارانه و عمدی، و به همین دلیل نادرست است.
نخستین گام برای آموزش راستگویی به کودکان این است که به آنان کمک کنیم حقیقت را تشخیص دهند و با آن روبه رو شوند، حتی هنگامی که مایل به این کار نیستند یا انجام دادن آن را مشکل می بینند.
ما می خواهیم آنان بتوانند در مورد رخدادی هر آنچه را اتفاق افتاده، یا خود انجام داده اند، به طور دقیق و کامل گزارش دهند. آموزش تشخیص میان حقیقت و انواع آن، انواع گوناگون تخیل، تمایلات ذهنی و گزارش آنچه تصور می کنیم دیگران تمایل دارند بشنوند، به جای آنچه واقعاً هست، نیز در این راه بسیار اهمیت دارد.
کودکانی که در توضیح صادقانۀ وقایع دچار مشکل می شوند، معمولاً از نتایج راستگویی خود نگران اند و می خواهند از خود یا دیگران در مقابل سرزنش یا تنبیه حمایت کنند.
برای حل این مشکل ما باید محیطی ایجاد کنیم که در آن فرزندان ما، حتی زمانی که کار نادرستی انجام داده اند، به خاطر راستگویی تشویق شوند و همچنین بدانند باید مسئولیت و پیامد رفتار نادرست خود را بپذیرند. آنان باید بدانند گفتن حقیقت بارِ مسئولیت را از دوششان برنمی دارد.
در عین حال نباید کاری کنیم که به دلیل ترس از واکنش ما مجبور به دروغگویی شوند. برای موفقیت در این راه بهتر است به جای آنکه در پی سرزنش یا شناختن گناهکار برآییم، توجهمان را بر چگونگی ماجرا و درک آن متمرکز سازیم.
آموزش صداقت به کودکان
کودکان، صداقت را از پدر و مادر خود می آموزند. آنچه ما می گوییم و انجام می دهیم، الگویی زنده از معنای صداقت برای آنان به وجود می آورد.
چگونگی برخورد ما با مسائلی که زندگی در موقعیت های مختلف پیش روی ما قرار می دهد، برای فرزندان ما از اهمیت بسیاری برخوردار است. آنان – دست کم هنگامی که جوان هستند – می پذیرند که روش ما در زندگی روشی درست است.
وقتی آلیشیا و پدرش، پس از خوردن نهار، در حال ترک رستوران هستند، پدر با تعجب به بقیۀ پولی که صندوقدار به او داده است خیره می شود. او چند قدم به محل پارک خودرو، پی می برد که اشتباهی به سود او رخ داده است.
پدر گفت: یک دقیقه صبر کن آلیشیاف اشتباهی شده، و پول هایی را که در دستش بود، جلوی چشم آلیشیا گرفت. صندوقدار پول زیادی به من داده بیا بریم بهش پس بدیم.
آلیشیا از این حرف چندان خوشحال نشد؛ زیرا می پنداشت که می تواند با پنج دلار اضافی چیزی دلخواه برای خودش تهیه کند؛ اما می دانست که حق با پدر است. صندوقدار از برگشت پول خوشحال شد و توضیح داد که در آخر روز مجبور است کسری صندوق را از پولِ جیب خود بپردازد.
مدیر رستوران که گفتگوی آنان را می شنود، کارتی به پدر می دهد که دفعۀ بعد می تواند از تخفیف خوبی استفاده کند. هنگام ترک رستوران، پدر پرسید: عزیزم نظرت چیه؟ از اینکه پول رو برگردوندیم خوشحال نیستی؟ آلیشیا پاسخ داد: کار خوب پاداش داره.
و پدر گفت: انجام دادن کار خوب، حتی اگر پاداشی نداشته باشه، به آدم احساس خوبی میده. ولی بیشتر اوقات گفتن حقیقت موجب میشه چیزهای خوبی که احتمالش رو نمی دیم، برای ما پیش بیاد.
بی رودربایستی
در پاره ای اوقات صداقت کامل جایز نیست. در مورد بعضی مسائل مهم تر این است که پرسش های کودکان با توجه به سن و میزان درک آنان پاسخ داده شود. بیشتر ما در مورد قدرت فهم و تشخیص کودکمان دچار اشتباه می شویم.
مسائل جنسی و مرگ از مشکل ترین مسائلی هستند که می توان دربارۀ آنها با کودکان سخن گفت. بیشتر ما هنگام حرف زدن دربارۀ این مسائل، حتی با بزرگترها دچار زحمت می شویم.
توضیح این مسائل برای کودکان بسیار مشکل تر و لازم است ما توانایی کودک را برای فهم مطالب مطرح شده و تاثیری که بر وی خواهد داشت، کاملاً مورد توجه قرار دهیم.
باید به خاطر داشته باشیم کودکان ما، به طور کلی، بیش از آنچه ما تصور می کنیم دربارۀ این مسائل می شنوند، می بینند و می دانند، اگرچه اطلاعاتی که به دست می آورند و فرضیه هایی که می سازند ممکن است بسیار نادرست باشد.
هنگامی که دربارۀ این مسائل سخن پیش می آید، بهترین راه برای آغاز این است که از آنان بپرسیم چه چیزهایی می دانند. از این راه می توانیم از جایی شروع کنیم که آنان می دانند و اشتباه های بزرگشان را تصحیح کنیم و سپس بدون خجالت، آنچه را مناسب سن آنان است، با ایشان در میان بگذاریم.
هنگام گفتگو با کودکان، وقتی ما قدرت فهم و درک آنان را دست کم می گیریم و حقیقت را کتمان می کنیم، کودکان تناقض میان آنچه را از قبل می ددانند و آنچه را ما می گوییم متوجه می شوند.
این امر می تواند افزون بر سردرگمی بچه ها موجب شود آنها احساس گناه کنند یا اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. آنان که تمایل دارند حرف ما را باور کنند، با مشاهدۀ این تناقض فرض می کنند که خود مرتکب اشتباه شده و افکار زشت و نادرستی داشته اند.
اندام بالغ شدۀ کودکان، افکار و احساسات آنان را به شدت به خود مشغول می کند و متاسفانه در صورتی که نتوانند پرسش های خود را به راحتی برای ما مطرح سازند، احتمالاً پاسخ های پرسش های خود را از دیگر کودکان خواهند خواست و این پاسخ ها ممکن است آنان را دچار پریشانی سازد.
در طی این سال های حیاتی، روابط پدر و مادر و فرزندان به ازمایش گذاشته می شود و لازم است شکلی تازه از روابط و صمیمیت برقرار گردد.
آنها باید بدانند ما، تا آنجا که بتوانیم، به پرسش هایشان دربارۀ مسائل جنسی، رشد اندام ها و احساسات و تمایلات آنان پاسخ کامل و دقیق خواهیم داد. بهترین راه برای جلب اعتماد نوجوانان در این سال های سخت، صداقت و راستگویی است.
پس تا آنجا که ممکن است باید بدون احساس خجالت و رودربایستی اطلاعاتی را که فرزندان شما برای زندگی و ایفای نقش خود به آن نیاز دارند، در اختیارشان قرار دهید.
دادن پاسخ های درست و صادقانه در برابر پرسش های کودکان بهترین کاری است که می توانید انجام دهید. چنانچه پاسخی را نمی دانید، بکوشید با مراجعه به کتاب ها، مقالات، آن را پیدا کنید.
ارزش صداقت
راستگویی و صداقتی که کودکان با آن رشد می یابند، از جهات گوناگون به آنان کمک می کند. آنان ارزش صداقت و درستی را در روابط شخصی خود با همکاران، دوستان و خانواده درک خواهند کرد، شهامت صادقانه نگاه کردن به خود و موقعیت هایشان و نیز پذیرفتن نقش و مسئولیت خود را در پیش گرفتن رفتارهای سازنده خواهند داشت.
شاید مهم تر از همه اینکه، از آگاهیِ تسکین دهندۀ صادق بودن با خویشتن برخوردار خواهند بود. آرامش ذهنی حاصل از این آگاهی، هدیه ای بسیار ارزشمند به شمار می آید.
منبع: کودکان چیزی را می آموزند که با آن زندگی می کنند.
اگر کودکان با صداقت زندگی کنند ، درستکاری را می آموزند.

اگر کودکان با مهر زندگی کنند می آموزند دنیا جایی زیبا برای زیستن استاگر کودکان با مهر زندگی کنند می آموزند دنیا جایی زیبا برای زیستن است

اگر کودکان با مهر زندگی کنند می آموزند دنیا جایی زیبا برای زیستن است نخستین دنیای کودکان ما خانواده است. آنان در هزاران لحظه ی به ظاهر کوچک و کم اهمیت زندگی خانوادگی ، از ما می آموزند که برای چه چیز ارزش قایل شوند، چگونه رفتار کنند و از زندگی چه انتظاری داشته باشند. اگر کودکان با مهر زندگی کنند می آموزند دنیا جایی زیبا برای زیستن است


اگر کودکان در زندگی مورد تمسخر قرار گیرند، می آموزند که احساس شرم داشته باشنداگر کودکان در زندگی مورد تمسخر قرار گیرند، می آموزند که احساس شرم داشته باشند

اگر کودکان در زندگی مورد تمسخر قرار گیرند، می آموزند که احساس شرم داشته باشند کودک آنلاین: حقیقت این است که مسخره کردن دیگران کاری بسیار ظالمانه است و فریب کاری در این است که این رفتار از راه شوخی انجام می پذیرد. اوه، بس کن، چرا ناراحت شدی؟ فقط داشتم شوخی می کردم، شوخی سرت نمیشه؟


اگر کودکان با ترحم زندگی کنند می آموزند برای خود احساس تاسف کننداگر کودکان با ترحم زندگی کنند می آموزند برای خود احساس تاسف کنند

اگر کودکان با ترحم زندگی کنند می آموزند برای خود احساس تاسف کنند احساس تاسف داشتن برای خود به گیر افتادن در باتلاق شنی مشابهت فراوان دارد. در هر دو مورد یک نیروی اسرار آمیز انسان را به پایین می کشاند تا کاملا غرق شود. تنها امیدش این است که کسی سر برسد و او را نجات دهد. اگر کودکان با ترحم زندگی کنند می آموزند برای خود احساس تاسف کنند


اگر کودکان با عیب جویی زندگی کنند، می آموزند که محکوم کنند.اگر کودکان با عیب جویی زندگی کنند، می آموزند که محکوم کنند.

اگر کودکان با عیب جویی زندگی کنند، می آموزند که محکوم کنند. کودک آنلاین: کودکان همچون اسفنج هستند. آنان هرچه ما انجام می‌دهیم جذب می‌کنند. آنان تمام مدت در حال آموختن از ما هستند؛ خواه ما به این آموزش آگاه باشیم، خواه نباشیم. بنابراین، چنانچه رفتار ما، الگویی ایرادگیر باشد که پیوسته از آنان، دیگران یا دنیای اطرافمان عیب‌جویی می‌کنیم، ما به آنان می‌آموزیم که چگونه دیگران را یا شاید بدتر، خود را، محکوم کنند.

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران