کودک آنلاین

موضوع مقاله : کودکان و خانواده

دسته بندی : کودکان و خانواده

0
اگر کودکان با حسادت زندگی کنند می آموزند که حسود باشند
اگر کودکان با حسادت زندگی کنند می آموزند که حسود باشند برداشت عمومی از حسادت به عنوان دیو سبز چشم که بر چشم ها تمرکز دارد این حقیقت را آشکار می سازد که چنین احساسی از چگونگی نگاه ما به چیزها برمی خیزد. اگر کودکان با حسادت زندگی کنند می آموزند که حسود باشند

اگر کودکان با حسادت زندگی کنند می آموزند که حسود باشند
برداشت عمومی از حسادت به عنوان دیو سبز چشم که بر چشم ها تمرکز دارد این حقیقت را آشکار می سازد که چنین احساسی از چگونگی نگاه ما به چیزها برمی خیزد. ما میتوانیم چمن همسایه را سبزتر ببینیم ، خودروشان را بهتر و خانه ی آنان را با شکوه تر . یا اینکه چمن خود ، خودروی خود و خانه ی خود را تحسین کنیم و از آنها لذت ببریم.
واقعیت این است که همیشه هستند کسانی که بیش از آنچه ما میخواهیم دارند اما همیشه نیز کسانی هستند که کمتر از ما دارند. بستگی به ما دارد که تصمیم بگیریم چگونه با این واقعیت زندگی کنیم.
اگر ناراضی باشیم و آنچه آنان دارند حسد بورزیم فرزندان ما به احتمال زیاد از ما سرمشق می گیرند و به زندگی ای کشانده می شوند که با حسادت و دلسردی آمیخته است. ما باید این دیو درونی را مهار کنیم تا فرزندان ما بیاموزند به جای آنکه به خاطر آنچه ندارند متاسف باشند از آنچه دارند لذت ببرند.
مال تو بهتر از مال من است
توجه کردن به تفاوت ها و مقایسه کردن ، طبیعی ، اجتناب ناپذیر و در حقیقت جزئی اساسی از زندگی ماست . توانایی تمیز دادن تفاوت ها ، عاملی مهم در مهارت حیاتی مشاهده کردن است. برای کودکان آموختن مشاهده ی تفاوت ها نخستین گام به سوی توانایی تفکر خرده گیرانه است.
نتایجی که ما بر اثر مقایسه هایمان به آنها میرسیم میتوانند ما را به سوی مشکلات سوق دهند – به سوی احساسات مخرب رشک و حسد.
بچه ها در حیاط مشغول بازی بودند و مادر سرگرم جمع و جور کردن خانه که پدر با یک خودروی جدید از راه رسید.مادر خوشحال بود که خودرو رنگ دلخواهش را دارد. دخترها هم از داشتن آن بسیار خوشحال شدند. این نخستین خودروی خانواده ی آنان بود. بی اندازه ذوق زده شده بودند. پدر به کاری که انجام داده بود افتخار می کرد.
مراقبت کردن از خودروی تازه وظیفه ای خانوادگی شد که همه از آن لذت می بردند.در طی ماههای تابستان ، آخر هفته ها دخترها در شستن خودرو کمک میکردند و وقتی سوار آن می شدند کاملا مراقب بودند آن را کثیف نکنند.
در پاییز همان سال یکی از همسایه ها خودروی جدیدی خرید. یک مدل بالاتر با قیمت پایین تر.
پدر وقتی خبر را شنید ناراحت شد. (( شاید بهتر بود من هم از این مدل می خریدم. اگر تنها چند ماه صبر میکردم معامله ی بهتری انجام می دادم.)) مادر سعی کرد او را از این فکر بیرون آورد . (( مهم نیست خودروی ما خیلی هم خوبه!))
پدر احساس کرد او نمیفهمد و تنها میخواهد وی را دلداری دهد. بچه ها به طور دقیق نمیدانستند در مورد خودروی بسیار خوبشان چه مشکلی پیش آمده ولی کاملا متوجه شدند که نظر پدرشان درباره ی آن تغییر کرده است.آنان نگاه رشک آلود پدر را به خودروی همسایه تشخیص می دادند.
می دانستند که پدر حسادت می کند اگر چه دلیل آن را نمی فهمیدند. متاسفانه کم شدن هیجان او مسری بود. خودروی تازه ویژگی خود را برای دخترها نیز از دست داد. رفته رفته وقتی بر روی صندلی عقب می نشستند و خوراکی میخوردند خرده های آن را بر کف خودرو میریختند. به این ترتیب پس از مدتی خودروشان دیگر چندان خوب به نظر نمی رسید.
طرز فکر پدر نه تنها در احساس رفاه خود بلکه در احساس خانواده اش نیز تاثیر گذاشت. حسادت او این پیام را به فرزندانش منتقل می کرد که احساس ارزش فردی به ثروت و مالکیت اشیا بستگی دارد. این پیامی نیست که ما میخواهیم به فرزندانمان بدهیم.



مقایسه کردن همیشه به مشکل نمی انجامد – بلکه به سادگی میتواند به تحسین و قدردانی منجر شود. اگر پدر میتوانست فرصتی را که همسایه اش به دست آورده بود شکستی برای خود تصور نکند ممکن بود بتواند به همسایه اش بابت توانایی انجام دادن معامله ای خوب احترام بگذارد و خودروی او را تحسین کند و از آنچه خود دارند همچنان لذت ببرند.
گاهی اوقات مالکیت اشیای مادی نیست که حسد ما را بر می انگیزد بلکه فرزندان دیگران هستند که موجب حسادت ما میشوند. این شرایط وقتی پیش می آیند که ما به کودکانمان به چشم مایملک و بخشی از خودمان نگاه و باور میکنیم آنچه آنان به دست می آورند در ما تاثیر می گذارد.
درگیر کردن هویت آنان با هویت خودمان صحنه را برای مقایسه ای که به طور مستقیم به رقابت ناسالم نمی انجامد آماده می سازد. ناگهان برای ما اهمیت فراوانی پیدا میکند که کودک چه کسی زودتر راه می افتد زودتر وارد تیم می شود ، جایزه را می برد ، بهتر به نظر می رسد ، دوستان بیشتری دارد و در امور تحصیلی پیشرفت بیشتری می کند.
چشم و همچشمی خواهر و برادرها
در مورد خواهر و برادرها طبیعی است که برای جلب توجه یا تحسین پدر و مادر با هم رقابت کنند. مقایسه ی آنان با هم یا بدتر از آن توجه بیشتر به یکی این رقابت طبیعی را بسیار ژرف تر می سازد و این امکان را که آنان بتوانند در آینده دوستانی خوب برای هم باشند کاهش می دهد.
مادر سعی داشت شارون هفت ساله را تشویق کند. او گفت : (( امیدوارم روی خوشنویسی ات بیشتر کار کنی. با کمی تمرین خواهی توانست مثل خواهرت خطی قشنگ داشته باشی.))
شارون به خواهر ده ساله اش که در آن سوی میز ناهارخوری نشسته و به آرامی سرگرم انجام دادن تکالیفش بود نگاه کرد. آموزگاران او را بیشتر دوست داشتند. بچه ها و حتی مادر نیز او را بیشتر دوست داشتند شارون نمی دانست باید از خواهرش متنفر باشد یا از خودش .
(( من نمیتونم هیچ کاری رو درست انجام بدم. مدادم بد می نویسه . اصلا من از خوشنویسی متنفرم.)) بغضش ترکید و از پله ها به سوی اتاقش دوید.
وقتی کودکی در برابر سخنی چنین واکنشی منفی نشان می دهد نشانه ای است برای اینکه بدانیم لازم است خواسته های خود را مورد دوباره سنجی قرار دهیم. مادر متعجب از رفتار غیرمنطقی دخترش در لحظه ی اول حالت دفاعی به خود می گیرد ولی اگر برای بررسی مسئله وقت صرف کند خواهد فهمید که او مقایسه ای غیرمنصفانه انجام داده و به آتش حسد در شارون دامن زده است.
مادر باید احساس دخترش را درک کند و از او پوزش بخواهد. بچه ها در بخشیدن به ویژه زمانی که پدر و مادر تمایل دارند اشتباهاتشان را بپذیرند بسیار سخاوتمندند. آنچه اهمیت فراوان دارد این است که مادر شارون باید کاری کند شارون بفهمد از حالا به بعد او با هیچکس دیگری مقایسه نخواهد شد.
واقعیت این است که حتی اگر هر لحظه متوجه و هشیار باشیم ( که کسی نمیتواند چنین باشد) و سخنان خود را هر اندازه آگاهانه بیان کنیم باز هم نخواهیم توانست از رقابت میان خواهر و برادر ها جلوگیری کنیم. بسیاری از حسادت ها میان خواهر و برادرها بسیار ابتدایی است.
مادر در حال برش دادن کیک دسر است. لیندا و گری دوقلوهای پنج ساله مانند عقاب مراقب هستند تا اگر سهم کمتری نصیبشان شود بی درنگ اعتراض کنند. حال آنکه بسیار مشکل است قطعه های کیک به یک اندازه بریده شوند و همیشه به نظر می رسد قطعه ی بزرگتر نصیب یک نفر دیگر می شود آنچه مهم است اینکه شما نهایت سعی خود را به کار برید.
امکان دارد ما به کوچکی این مثال بخندیم ولی همین لحظه ها دقیقا همانهایی هستند که در دوران کودکی بچه ها روی هم انباشته می شوند و بعدها می گویند : (( مامان همیشه تو رو بیشتر از من دوست داشت)).
احساس حسادت را در کودکانتان جدی بگیرید و هر زمان که میتوانید بکوشید تعادلی در این جریان ایجاد کنید. به خاطر داشته باشید کیک نشانه ای از محبت و توجه پدر و مادر است. کودکان با تاکید بر نیازشان به تکه های مساوی کیک شاید نیاز خود را به برخوردار شدن از مقدار یکسان محبت به طور غیرمستقیم ابراز میکنند.
به جای آنکه کاری کنیم به احساس حماقت دچار شوند میتوانیم با سخاوتمندانه برآورده ساختن این نیاز راه را برای آنان هموار سازیم تا خود همان را در مورد دیگران انجام دهند.



طرز تفکر گروهی
سوزان موهایش را های لایت می کند چرا من نکنم؟))
اما میکی یک جفت از آن کفشهای ورزشی خریده.))
((همه گوشهایشان را سوراخ کرده اند من هم میخواهم این کار را بکنم.))
بچه ها در هر سنی میتوانند به دیگری حسادت ورزند و آرزو کنند آنچه را آنان دارند ایشان نیز داشته باشند – لباس ، دوست ، نمره ، یک ماشین ، موی مجعد ، موی صاف . آنان تصور میکنند اگر اینها را داشته باشند مانند دوستانشان مورد تحسین واقع می شوند. (( با لباس های خوب من هم مثل سامانتا دوست داشتنی می شم.)) یا (( وقتی من هم لباس ورزشی جدید رو بخرم میتونم به خوبی جیسون بسکتبال بازی کنم.))
برای کودکان بسیار ساده است که مهارت ها و دارایی ها را با داشتن رفاه اشتباه کنند. آنان می پندارند به داشتن وسایل به خصوصی نیاز دارند تا بتوانند قهرمان یا محبوب واقع شوند و آن را راهی می دانند برای اینکه در مورد خود احساس خوبی داشته باشند.
متاسفانه این راه نگرش به زندگی تنها صحنه را برای نومیدی آماده می سازد و همان طور که میدانیم راهی بسیار سخت و دشوار است.
در طی سالهای پیش از نوجوانی و نوجوانی هنگامی که بچه ها به همسالان خود بیش از پدر و مادر توجه دارند آنان احتمالا در مورد داشتن لوازم و وسایلی ویژه وسواس بیشتری به خرج می دهند. این زمان همچنین دورانی است که بچه ها یاد می گیرند انتزاعی و فیلسوفانه فکر کنند و به تدریج جای خود را در جهان مشخص سازند.
این جریان می تواند کمی نگران کننده باشد. دست کم میتوان گفت : ممکن است نوجوانان برای فرار از آشفتگی بر آن شوند که در میان (( گروه )) پناهگاهی بجویند. پذیرفته شدن در گروه میتواند به مهمترین مسئله تبدیل شود.
ما باید به بچه ها کمک کنیم بفهمند تفاوت های فردی پذیرفتنی و در واقع وجود آنها ضروری است. ما میخواهیم فرزندان ما اعتماد به نفس کافی به دست آورند تا احساس نکنند برای پذیرفته شدن نیازمند تقلید از دیگر کودکان هستند یا بی اندازه در آرزوی داشتن چیزهای ویژه ای باشند. نوجوانی با اعتماد به نفس قوی به تقلید و چشم و همچشمی از دیگران کمتر نیاز دارد.
این به آن معنا نیست که بچه ها نباید تحت تاثیر دوستانشان قرار گیرند. سر مشق گرفتن از دوست تحسین شده با تقلید کورکورانه از او متفاوت است. تحسین میتواند فرزندان ما را به سوی تعیین هدف ها و انجام دادن تلاش های لازم برای بدست آوردن خواسته هایشان هدایت کند.
آنان حتی اگر به هدفهایشان نرسند هنگامی که از تحسین و ستایش الهام میگیرند و نه از حسادت بهتر خواهد توانست نتایج مثبت آینده را در نظر مجسم کنند. کری که امیدوار بود به عنوان کاپیتان تیم دو و میدانی دبیرستان انتخاب شود میگوید : (( به جای من کارمن کاپیتان شد. من دلم شکست ولی حالا تصور میکنم با وجود او امسال تیم ما خیلی قوی تر شده . به نظر می رسد ما شکست ناپذیر شده ایم.))
نوجوانان وقتی در حال کشف خود هستند به کمک ما نیاز دارند . هنگامی که از میان میدان مین خطرناک دوران بلوغ راه خود را می یابند بسیار مهم است که در دسترس آنان باشیم . ما میتوانیم یاری شان دهیم بهترین توانایی هایشان را مشخص سازند و آنها را ابراز کنند.
بهترین راه برای این کار گوش کردن به سخنان آنان است و بیشتر اوقات نیز در لحظه ای اتفاقی – در زمان رانندگی ، پیش از رفتن به خواب ، در حال پختن شیرینی یا انجام دادن کارهای خانه به کمک یکدیگر. این لحظات را نمیتوان برنامه ریزی کرد.
بیشتر وقتها به دست آوردن (( زمان مناسب )) با برنامه ریزی از قبل امکان پذیر نیست. راه حل ، گوش کردن به گفته های آنان در زمانی است که افکار و احساساتشان را بیان میکنند و پیشنهاد کردن نظریات خودمان همراه با توجه به نیاز آنان برای افزایش استقلالشان .
وقتی فرزندان ما راز دل خود را برای ما می گشایند به جای آنکه بگوییم چه کنند به حرف هایشان به خوبی گوش سپاریم و بعد نظر های خود را ابراز کنیم. ما میخواهیم فکر استقلال را در نوجوانمان تشویق کنیم نه احساس اطاعت را.
منبع : کتاب کودکان چیزی را می آموزند که با آن زندگی میکنند
اگر کودکان با حسادت زندگی کنند می آموزند که حسود باشند
کنار آمدن با انواع حسادت در کودکان – بخش اولکنار آمدن با انواع حسادت در کودکان – بخش اول

کنار آمدن با انواع حسادت در کودکان – بخش اول کودک آنلاین: هنگامی که کودک، نوزاد را می زند، عکس العمل طبیعی مادر این است که سخت یکه بخورد و کاری کند که کودک خجالت بکشد. این واکنش به دو دلیل فایده ای ندارد.


حسادت کودک نسبت به خواهر و برادرش حسادت کودک نسبت به خواهر و برادرش

حسادت کودک نسبت به خواهر و برادرش همه ی بچه ها به خواهر و برادری که نمره ی بیشتری گرفته ، کفش های نو دارد یا بیشتر تشویق می شود به طور موقت احساس حسادت می کنند ولی بعضی از این حسادت ها اجتناب ناپذیرند. حسادت کودک نسبت به خواهر و برادرش


کاهش حسادت بین فرزندانکاهش حسادت بین فرزندان

کاهش حسادت بین فرزندان هر اندازه والدین سعی میکنند به فرزندان نشان دهند که آنها را یکسان دوست دارند بچه ها باز هم شکایت از این دارند که ((شما بین ما فرق میگذارید!)) مسلما برخورد کاملا یکسان با کودکان غیرممکن و نادرست است زیرا آنها خصوصیات متفاوتی دارند و حالات و علایق و نیازهایشان نیز با هم یکسان نیست. کاهش حسادت بین فرزندان


حسادت در کودکان و روش‌های پیشگیری از آنحسادت در کودکان و روش‌های پیشگیری از آن

حسادت در کودکان و روش‌های پیشگیری از آن کودک آنلاین: حسادت به معنای رشک بردن، بدخواهی و نابودی نعمت و مقام کسی را خواستن است و صفت مذموم و ناپسندی به شمار می‌رود، به‌طوری‌که تعاریف مختلفی از حسادت ارائه می‌دهند حسادت در کودکان و روش‌های پیشگیری از آن

نظرات شما

فقط کاربران می توانند دیدگاه خود را ثبت کنند.
در صورتی که عضو هستید اینجا کلیک کنید
و در صورتی که تمایل به عضویت دارید اینجا کلیک کنید.

دیگر مقالات

    مقاله?ویدیو?کاربر?
    لیست مقالات
    لیست ویدیو ها
    لیست کاربران